تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
نوعى از منابع اخلاقى داستانهاست كه به زبان جانوران ساخته شده است مانند كليله و دمنه و مرزبان‌نامه و راوينى و روضة العقول ملطيوى و ترجمه سلوان المطاع بنام فريدة الاصقاع از جزايرى ، همچنين داستانهاى ديگر مانند هزار افسان يا الف ليلة و ليلة . نيز كتابهاى حكايات مانند جامع الحكايات عوفى و جامع الحكايات مانند آن ( نسخه‌هاى لنينگراد و ملك ) و بحيره فزونى استرآبادى و زينة المجالس و زبدة التصانيف حيدر خوانسارى و نوادر الحكايات عبد النبى فخر الزمانى عزتى كتابدار قزوينى . گذشته از كتابهاى فقهى كه منبعى است براى اخلاق ، قانون‌نامه‌ها و دستورنامه‌ها هم در ايجاد قواعد اخلاق مؤثرند ، مانند ياساى غازانى كه در جامع التواريخ رشيدى و مجموعه تواريخ حافظ ابرو و حبيب السير آمده است و تزوك تيمورى و فرمان شاه طهماسب و دستور الملوك رفيعا و تذكرة الملوك سميعا و بخشنامه‌ها يا فرمانهائى كه در سنگها ، در زمان صفويان كنده و در مساجد شهرها نصب كرده‌اند . نوعى از كتابهاى اخلاقى كتاب خطابت و وعظ و پند مذهبى است مانند رساله‌هاى محمد طاهر شيرازى قمى و ادهم عزلتى خلخالى و ادب اللسان ميرزا محمد باقر خوانسارى و اسرار المواعظ محمد حسن صدر و عده‌اى ديگر . . . اين كتابها بيشتر سخنرانيهاى واعظان و اندرزگران مذهبى شيعى است كه در ماه‌هاى رمضان و محرم و ديگر روزهاى مبارك يا اعياد ايراد مىكرده‌اند و سبك خاصى هم داشته‌اند . از كتابهاى مذهبى جمال الصالحين حسن لاهيجى و حلية المتقين و عين الحياة مجلسى . . . را بايد شمرد يكى از منابع در اين زمينه رساله‌هاى اجتماعى و انتقادى و سياسى كه بويژه در روزگار قاجار ساخته و پرداخته و از اوضاع عصر در آن خرده گرفته‌اند ، همين‌هاست كه موجب رواج انديشه آزاديخواهى « مشروطه‌طلبى » شد ، همچنين « يك كلمه » مستشار الدوله يوسف تبريزى ، قانون ناصرى سعيد انصارى كه اين دو مىكوشند با رعايت اسلام انديشهء نو را به مردم نشان دهند . سه مكتوب آخوندف و صد خطابه ميرزا آقا خان كرمانى هم نمونه‌هاى ديگرى است در اين مورد . . . در اثر بسط اسلام و تمدن اسلامى محيط فكرى خاصى در سه گونه انديشه اسلامى و ايرانى و يونانى آميخته و در سراسر پهنه و سرزمين اسلامى پيدا شده بود دانشمندان ناگزير بودند كه براساس اين سه انديشه كتاب بنويسند . نويسندگان اخلاق هم خواه ناخواه چنين كردند . . . . از اين كتابها اين نكته را بدست مىآوريم كه مردم ايران هر چندگاه متوجه مىشدند كه با توجه به اصول اخلاقى است كه آشفتگيهاى اجتماعى از ميان مىرود . اين بود كه بسيارى از دانشمندان براى فرمانروايان كتاب اخلاق مىنوشتند تا آنها را وادارند كه با