كرد ، پيداست كه خواستهها گوناگون است ، و گروهها هريك چيزى را مىجويند و آن را سعادت مىپندارند .
يكى ديگر اينكه چه نوع دولتى را بايد اطاعت نمود و كدام فرمانروايى به سعادت و رفاه نزديكتر است .
در اخلاق يك دسته قواعد است كه در همه گروههاى اجتماعى سودمند است ، و همگان به رعايت آنها نيازمندند همينهاست كه در كتابهاى رسمى علم اخلاق از آنها سخن به ميان مىآيد .
دسته ديگر اخلاق خاص گروههاست مانند صوفيان و درويشان كه آداب و سلوك خاصى دارند و بايد رسالههاى سلوك عرفانى را از رسالههاى اخلاقى جدا كرد ، اگرچه با هم پيوستگى دارند .
آداب تعليم و اخلاق مربوط به آموزش و پرورش هم جنبه خاصى را داراست و دقت بيشترى بايد در آن كرد .
يكى از سودها كه دانشمندان اسلام از علم اخلاق بردهاند آنست كه توانستهاند قوانين و شعاير دينى را براساس قواعد اخلاقى مدلل كنند و به عبارت ديگر به حكمت تشريع و اسرار عبادت پى بردهاند . همين موجب شد كه شعاير و مناسك و احكام مذهبى به عقل نزديك شود و از جمود تعبد بيرون آيد و بهتر و آسانتر در برابر آنها گردن نهند و متشرعان هم بتوانند در برابر شبهات مخالفان ايستادگى كنند .
دانشمندان اسلامى براساس نوشتههاى يونانى و ايرانى و عربى كتابها در اخلاق به عربى و فارسى نوشتهاند و آثار آنان را مىتوان به چندگونه دستهبندى نمود :
نوعى از كتابهاى اخلاقى اندرزنامههاست كه پيشينه آن به روزگار ساسانى مىرسد و در فهرستها هم به نامهاى پندنامه ، و وصيتنامه وصايا و نصيحتنامه و نصايح الملوك برمىخوريم ، از امير نظام گروسى و على اكبر نواب شيرازى هم پندنامه داريم ، پندهائى هم به افلاطون و ارسطو و انوشيروان و بزرگمهر نسبت دادهاند .
معروفترين رساله در اين زمينه تحفة الملوك چهل بابى كوچك است كه تجارب الانسان هم خوانده شده و نياز السلاطين از فرج الله منشى ، ( خازن الاشعار طرفه نيازى ) كه به نام ناصر الدينشاه ساخته است هم مانند آن است .
از منابع اخلاق ايرانى داستان دخمه انوشيروان و دوازده تاج او ، و جاويدان خرد است كه مسكويه رازى آن را نقل نموده است . همچنين پندهاى اردشير و انوشيروان و ديگر خردمندان ايرانى كه متن عربى و فارسى آنها را در دست داريم .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 71
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٧١