تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
دانم كه غضب نهفته بهتر * وين گفته كه شد نگفته بهتر ليكن به حساب كاردانى * بىغيرتى است بىزبانى آنكس كه ز شهر آشنائى است * داند كه متاع ما كجائى است
در ميان شعرا و صاحبنظران ايرانى در دوران بعد از اسلام ، بيشتر از همه ، شعرا و نويسندگان صوفى مسلك ، در پناه آزادى نسبى و احترامى كه بين عموم طبقات داشتند پرده از روى اوضاع اجتماعى عصر خود برمىداشتند ، و طرز عمل و رفتار طبقات مختلف را توصيف و در مواردى روش آنان را مورد انتقاد شديد قرار مىدادند . چنان كه سنائى غزنوى ، در بعضى از قصائد و آثار خود با شجاعت و صراحت تمام ، اعمال نارواى امرا و زورمندان و روحانيون رياكار و ديگر عناصر متجاوز زمان خود را مورد مطالعه و انتقاد قرار مىدهد : به پادشاهان مقتدرى كه درگاه خود را « بر دادخواهان ضعيف سدّ سكندر مىكنند . » و بر عالمان بىعلمى كه احكام دين را با منطق و استدلال خود ، براى تأمين منافع شخصى به زيان ديگران تعبير و تفسير مىنمايند و به خرقه‌پوشان دروغينى كه هنگام راز و نياز « ورد خود ذكر برنج و شير و شكر كرده‌اند . » و به مالداران و حاجيان حج‌فروشى كه به جاى نوعدوستى و كمك به بىنوايان بر خلاف تعليم شريعت « مال خود بر سايلان كبريت احمر كرده‌اند . » و به ديگر عناصر ستمگر زمان خود با قدرت و صراحت تمام حمله مىكند ، اينك نمونه‌اى چند از اشعار انتقادى سنائى را كه آئينهء سراپانماى وضع اخلاقى طبقات حاكم ديروز و امروز است نقل مىكنيم :
اى مسلمانان خلايق ، حال ديگر كرده‌اند * از سر بيحرمتى ، معروف ، منكر كرده‌اند پادشاهان قوى بر دادخواهان ضعيف * مركز درگاه را سد سكندر كرده‌اند ملك عمرو و زيد را جمله به تركان داده‌اند * خون چشم بيوگان را نقش منظر كرده‌اند عالمان بىعمل از غايت حرص و امل * خويشتن را سخرهء اصحاب لشكر كرده‌اند از براى حرص سيم و طمع در مال يتيم * حاكمان حكم شريعت را مبتر كرده‌اند خرقه‌پوشان مزور سيرت سالوس و زرق * خويشتن را سخره قيماز و قيصر كرده‌اند گاه خلوت صوفيان وقت با موى چو شير * ورد خود ذكر برنج و شير شكر كرده‌اند در منازل از گدائى حاجيان حج‌فروش * خيمه‌هاى ظالمان را ركن و مَشعَر كرده‌اند مالداران توانگر كيسهء ، درويش دل * در جفا درويش را از غم توانگر كرده‌اند سر ز كبر و بخل بر گردون اخضر برده‌اند * مال خود بر سايلان كبريت احمر كرده‌اند بر سرير سرورى از خوردن مال حرام * شخص خود فربى و دين خويش لاغر كرده‌اند خون چشم بيوگان آنكه در وقت صبوح * مهتران دولت ، اندر جام ساغر كرده‌اند