كاه و خاك مىپاشند . . .
اين تصويريست كه در ذهن من ، از تعزيههاى ولايات باقى مانده است . اما ديگران ، كسانى كه تعزيههاى بزرگ تهران و تكيه دولت را ديدهاند ، تصويرهاى ديگر ، كهنهتر و شايد باشكوهترى را به خاطر دارند . نمونهاى از اين تصويرهاى كهنه را در كتاب شرح زندگانى من اثر عبد اللّه مستوفى مىتوان ديد ( ج 1 ص 389 به بعد ) و كهنهتر از آن توصيفهايى است كه سياحان فرنگى گاهگاه در سياحتنامههاى خويش از اين مجالس آوردهاند . در بين اين فرنگيها كسانى هم بودهاند ، كه نسخههاى اين تعزيهها را جمع آوردهاند و حتى در طبع و ترجمهء آنها نيز اهتمام ورزيدهاند . . . از اين تعزيهها هنوز در دهكدهها و شهرها ، نمونههايى باقى است و نويسندهء آنها نيز غالبا معلوم نيست . ظاهرا آنست كه هر دسته از بازيگران به اقتضاى ميل و ضرورت و يا مطابق وسايل و اسباب موجود ، در نسخهء خويش تصرف مىكنند و به حفظ و رعايت اصل و متن چندان تقيّدى ندارند .
اما مضمون اين تعزيهها چيست ؟ توصيف مجالس و مقامات امامان و شهيدانست مع هذا اشخاص اين نمايشها منحصر به امامان و يا شهيدان كربلا نيست ، پيغامبران ، پادشاهان ، فرشتگان و حتى جنّيان نيز در اين داستانها نقشى و نوبتى دارند . مصائب و نوائبى كه براى پيغمبران قديم روى داده است ، گاه در اين مجالس ، بر روى صحنه مىآيد . اما فورى در پايان داستان « گريز » مىزنند و واقعه كربلا به ياد مىآيد .
قصهء « شير و فضّه » حكايت غريبى است كه در آن نشان مىدهند ، ددان نيز از چنين حكايت هولانگيزى شرم داشتهاند . داستان امير تيمور و والى شام سرگذشت جالبى است كه در آن معلوم مىدارند ، سفاك جنايتكارى مانند تيمور لنگ نيز نمىتوانسته است چنين گناهى را بر اهل شام ببخشايد .
اين تعزيهها از جهت شيوهء تركيب و بيان زياد خشن و ساده و ابتدايى و بيرويه است ، اسلوب مجلسآرايى آنها نيز ساده و ابتدائى است . نه حدّ و اندازهء معينى دارند و نه مثل نمايشنامههاى قديم فرنگى در آنها مراعات بعضى وحدتها ملحوظ مىشود . بازيگران نيز از مردم ساده و عادىاند و تربيت ذوقى ندارند « نقش » و نوبتى را هم كه برعهده دارند ، از روى نسخه مىخوانند . حوادث بدون رعايت زمان و مكان به توالى پيش مىآيند . حجلهء قاسم و تابوت على اكبر ، با تنور خولى و دير راهب همه بىترتيب و تقريبا يكجا ، روى تختى كه در وسط تكيه است نمايش داده مىشود و غالبا ظاهر صحنهها نيز چندان عوض نمىشود . صحنهها اكثر ، خونآلود و وحشتانگيزست و ازاينرو ، در خاطر بينندگان على الخصوص كه از طبقهء روستاييان و بازاريان باشند ، تأثيرى غمانگيز دارند .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 652
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٦٥٢