تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
قبول و شهرت درام تأثيرى باشد كه در خوانندگان و شنوندگان دارد ، هيچ نمايشنامه‌اى برتر و بالاتر از اينها نيست . و « فريدريش روزن » ، در مقدمه‌اى كه بر مجموعهء تعزيه در ايران تأليف ليتن
( Litten )
نوشته است ، مىگويد : در هيچ جاى ديگر ، انسان همدردى عمومى و عميق نسبت به سرنوشت قهرمانان درام ، به قدرى كه در تعزيه‌هاى ايران هست احساس نمىكند . . . حقيقت آن است كه براى فهم و شناخت ارزش واقعى اين آثار نبايد فراموش كرد كه مضامين آنها تا حدى دنبالهء اصول و اركان مذهب و كيش بوده است . . . و سازندگان اين نمايشنامه‌ها آن قدر قريحه و استعداد نداشته‌اند كه بتوانند حرفهء خود را به پايهء هنر برسانند كسانى نيز كه از موهبت ذوق و استعداد محروم نبوده‌اند ، به اين ادب عاميانه و بازارى سر فرود نمىآورده‌اند و همين نكته سبب شده است كه اين نمايشنامه‌ها هيچ ترقى و توسعه نيابد و همچنان در مرحلهء ساده و ابتدايى باقى بماند . . . « 1 » »

عزادارى

فر ريچاردز در سفرنامهء خود مراسم تعزيهء عاشورا و چگونگى و طرز اين نمايش مذهبى را چنين توصيف مىكند : « در طى ماه محرم چندين نمايش كه همهء آنها با خاطرهء مصيبت بزرگى كه در دهم محرم يا عاشورا اتفاق افتاده پايان مىپذيرد . در روز عاشورا صحنه‌هاى زيادى به معرض نمايش گذاشته مىشود ؛ حركت كاروان كوچك از مكه و ورود آن به كربلا و جنگيدن آنها و سرانجام قتل و اسارت زنها و كودكان و رنج تشنگى و شهادت امام حسين ، توسط هنرپيشگان متعصّب در نهايت اخلاص نشان داده مىشود . قبل از اين نمايش عده‌اى نوحه مىخوانند و جمعى زنجيرزن به زنجير زدن و سينه زدن مشغول مىشوند ، زنجيرزنها شلوارهاى گشاد سياه به پا دارند و يك پيراهن گشاد يقه باز در بر مىكنند و يك كمربند چرمى روى آن مىبندند . « 2 » » . . . اين مردان و پسران پشت خود را برهنه مىكنند و زنجيرهاى خود را بر آن فرود مىآوردند ، تا پشتشان كبود و زخم شود ، عدهء ديگر سينه‌هاى برهنهء خود را با آهنگ مخصوص با دست خود مىزنند تا قرمز و حساس شود . . . در اين موقع ساير افراد تيغ مىزنند . . . مقدارى خون روى پيراهنهاى سفيد خود مىريزند . . . لكن عدهء زيادى از مردم كفن‌هاى خونين در بر مىكنند و با خود قمه دارند . . . در تمام مدتى كه اين نمايشها اجرا مىشود صدها زن و كودك . . . با گريه و زارى نسبت به شهداى كربلا ابراز همدردى مىكنند . . . « 3 » » كاساكوفسكى در تاريخ 29 / 7 / 1279 در مورد عزادارى ماه محرم مىنويسد : « در ايام
هامش
( 1 ) . عبد الحسين زرين‌كوب : نه شرقى ، نه غربى - انسانى ، « يادداشتى دربارهء تعزيهء ماه محرم » ، ص 488 - 483 . ( 2 ) . سفرنامهء فرريچاردز ، پيشين ، ص 11 . ( 3 ) . همان كتاب ، ص 172 ، به بعد .