سكّو دور زدند بعد عدهاى سىنفرى كه دو سنج چوبى در دست داشتند و به نظم مخصوصى آنها را به هم مىزدند جلو آمدند ، آنگاه نوبت به يك عدهء 20 نفرى رسيد كه لباس عربى بر تن داشتند و حسين گويان به سينه مىزدند ، بعد از ايشان يك عده كه فقط شلوارى به پا داشتند و نيمخيز نيمخيز به هوا مىجستند ، بشدت به سر و سينهء خود مىكوفتند و در جلو ايشان كسى كه عمامهاى سبز بر سر داشت و ايشان را به نوحهگرى وادار مىكرد نمايش دادند .
دستهء پنجم شش هيأت موزيكچى بودند كه به تناسب موقع آهنگهاى محزون يا مفرّح مىنواختند و يك عده هم اطفال گاهگاه دستهجمعى اشعارى مىخواندند . بعد از اينكه اين مقدمات برگزار گرديد تعزيهخوانان اصلى سوار اسب با لباسهاى رنگارنگ وارد صحنه مىشوند و با قيافههاى جدى از اسب به زير مىآيند و بر سكّو بالا مىروند و به خواندن اشعار مىپردازند چون بايد صداى ايشان به گوش تمام حضار اين بناى بزرگ برسد ( مقصود تكيهء دولت در ارك است ) . . تعزيهء امروز شرح شهادت حضرت حسين بن على است و هر وقت كه اسم او برده مىشود تمام فضا را ناله و زارى فرامىگيرد . در اواسط تعزيه كه نمايش را اندك مدتى تعطيل مىكنند يك عده سيد و ملا بر تخت مرواريد بالا مىروند و با لحنى مؤثر شرح شهادت امام را بيان مىكنند و بار ديگر مردم را به گريه و زارى درمىآورند و در همين موقع از بالاى ديوارها چند فراش كرناهاى خود را كه رفيقم آنها را صور اسرافيل مىناميد باد مىكنند و با صداى دلخراش آنها بر حزن اين محفل دلگير مىافزايند . همين كه تعزيه پايان يافت سوارهنظام و پياده و زنبوركخانه و موزيكچيان . . . از جلو شاه مىگذرند سپس شاه برمىخيزد و اين جلسهء چهارساعته كه با غروب كردن آفتاب انجام مىيابد تمام مىشود . . . « 1 » »
مراسم عيد قربان
دكتر فوريه دربارهء مراسم عيد قربان در عصر ناصر الدين شاه چنين مىنويسد : « عيد قربان را مسلمين به يادگار حضرت ابراهيم مىگيرند و در اين روز هر مسلمان مؤمنى بايد لااقل جوجهاى را سر ببرد . سلطان عثمانى به دست خود گوسفندى را در اسلامبول قربانى مىكند ولى در تهران شاهنشاه امر به كشتن شترى مىدهد تا از سلطان عثمانى عقب نمانده باشد و چون از مباشرت به نحر شتر اكراه دارد هر سال از اين حق شاهانه صرفنظر مىكند و آن را به يك نفر شبيه خود كه روز عيد لباس فاخر در بر مىكند و بر اسبى آراسته مىنشيند وامىگذارد . . .
مراسم نحر در ميدان نگارستان صورت مىگيرد و شاه با لباس تمام رسمى با همراهان در بالاخانه مىنشيند . جمعيت زياد در كنار منازل اطراف ، يا روى پشتبامها براى تماشا
هامش
( 1 ) . دكتر فوريه : سه سال در ايران ، ص 106 به بعد .