تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧

نظر جمال‌زاده پيرامون تعزيه

« تعزيه در سراسر مملكت ، ساليان بسيار ، و شايد بتوان گفت چند قرن ، مرسوم بوده و عموم هموطنان ما از مرد و زن و بچه ، وضيع و شريف و شهرنشين و روستايى و ايلياتى بدان علاقهء بسيار داشته . و من كه جمال‌زاده هستم خوب به خاطر دارم كه هفتاد هشتاد سال پيش از اين ، حتى از طرف مظفر الدين شاه قاجار در تهران در تكيهء دولت كه در قسمت جنوبى شمس العماره با آهن ساخته شده بود ، تعزيه برپا شد و هجوم مردم خاصه جماعت زنان به اندازه‌اى بود كه گاهى دو سه نفر خفه مىشدند . دورتادور تكيهء نامبرده گذشته از خود شاه هريك از اعيان و اشراف و اشخاص نامدار و صاحب اعتبار دار الخلافه چه براى مردها و چه براى خانمهاى حرمسرا ، ايوانها ( لژ ) مخصوص مانند خانهء زنبوران ساخته شده بود ، كه با چراغ و زينت‌ها و گلدانهاى رنگارنگ مىآراستند . خانمها در پشت پرده‌هاى زنبورى مىنشستند و مقصود از پرده زنبورى ، پرده‌هايى بود كه خانمها از پشت آن مجلس تعزيه و جمعيت را مىتوانستند تماشا كنند ، در صورتى كه كسى از بيرون نمىتوانست آنها را ببيند . . . سپس آقاى جمال‌زاده از مطالعات ارزندهء كنت دوگوبينو پيرامون تعزيه در ايران ياد مىكند و مىنويسد : كه اين محقق و نويسندهء فرانسوى 93 صفحه با عناوين ذيل : تئاتر در ايران ، تكيه يا تئاتر ، عروسى قاسم ، و نمايشنامه‌هاى ديگر ، همه دربارهء تعزيه نوشته است وى دربارهء تعزيه نوشته است كه بيش از 60 سالى از عمر آن نمىگذرد نه تنها در دورهء صفويه به كلى از آن بىخبر بودند بلكه در اوايل قرن حاضر هم هنوز حائز اهميتى نگرديده بود . تعزيه در واقع دنباله و يكى از شاخه‌هاى برومند نوحه‌هايى است كه ايرانيان در ايام عزادارى و سوگوارى مذهبى مىسرودند ولى به مرور ايام كم‌كم از نوحه‌سرايى جدايى گرفت و وارد مراحل استقلال گرديد . به نظر گوبينو تعزيه به صورت فعلى از نوحه‌سرايى يك نفر و مرثيه‌خوانى ساده شروع شده و به مرور شاخ و برگهايى بر آن اضافه شده تا به صورت كاملى درآمده است . . . گوبينو پس از آنكه مطالبى دربارهء تئاتر يونانى و اهميت و نقش آن در زندگى يونانيان قديم ذكر مىنمايد ، سخن خود را با اين جمله به پايان مىرساند : « تئاتر ايران هم از نوع همين تئاتر پرقدرت است . » سپس گوبينو به تفصيل ، به وقايع و حوادثى كه تار و پود مجالس تعزيه را تشكيل مىدهد مىپردازد كه چون بر ما ايرانيان مجهول نيست تكرارش در اينجا لزومى ندارد . وى معتقد است كه « وطن‌پرستى ايرانيان به صورت درام تعزيه درآمده است و به زبان تئاتر سخن مىرانند و روىهم‌رفته حكايت از ايمان و ايقان مذهبى و عشق ميهن و تنفر از ظلم و بيداد و بيزارى از ستمگرى بيگانگان مىكند ، و آميختن تمام اين احساسات گوناگون در ضمير ايرانيان
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 647 | مرتضى راوندى