ايجاد تأثراتى مىكند كه واقعا اعجازآميز است . ايرانيان در مقابل تعزيه نمىتوانند سرد و بىاعتنا بمانند و آن را حتى از تراژدى يونانى هم عالىتر معرفى نمودهاند . هركس تئاترهاى فرنگى و اپراهاى مغربزمين را ديده است خوب مىداند كه گاهى بازيگرها و هنرپيشگان كارهايى در صحنهء تئاتر مىكنند كه ممكن است خندهآور باشد ؛ مثلا اگر بنا شود كه بادهگسارى كنند كليهء تماشاچيان مىبينند كه بطرى مشروب خالى است و هكذا در موقع صرف شام و ناهار كه لقمههايى را كه هيچ وجود ندارد با كارد و چنگال در دهان مىگذارند و به جويدن مصنوعى مشغول مىشوند ، در صورتى كه در تعزيه ، وقتى بناى صرف غذا را مىگذارند ، خدام با طبقهايى وارد مىشوند كه روى آن قابهاى پلو و چلو و ظروف خورشها و شربتهاى گوناگون چيده شده است و عطر و زعفران و روغن به دماغها مىرسيد و تعزيهخوانها دورتادور سفره . . . مىنشينند و درستوحسابى دل از عزا درمىآورند و هكذا در موارد بسيارى ديگر كه كاملا رنگ و صبغهء حقيقت را دارد و از هر آنچه ساختگى و مصنوعى است به دور است . . . » سپس استاد جمالزاده به نكتهء جالبى توجه مىكند و مىنويسد : « . . . بايد ديد كه آيا تعزيه به صورتى كه تاكنون داشتيم باز هم در آينده مطلوب خاطر هموطنان ما خواهد بود يا نه ؟
شكى نيست كه باز مدتها مردم سادهلوح كه به نام عوام خوانده مىشوند و خدا را شكر تعدادشان هر روز مىكاهد هميشه از تماشاى تعزيه خوششان خواهد آمد بخصوص كه تماشا ، مجانى است و تماشاچيان مىتوانند دورادور سكوى تعزيه روى زمين و علف بنشينند و تا دلشان مىخواهد بنالند و اشك بريزند ولى از طرف ديگر هم ترديدى نيست كه رونق و رواج تعزيه روزبهروز در سرتاسر ايران كمتر خواهد شد .
پس بايد ديد كه آيا ممكن است كه به همين صورت تعزيه و كيفيات نمايش دادن آن براى مردم در تكايا و ميدانگاههاى شهرها و قصبات و دهات نمايشنامههاى تازهاى ترتيب داد كه از لحاظ روانى و سادگى و دلچسبى و آواز و بازى و موضوع ، مردم را جذب نمايد و خاطر آنها را مشغول دارد .
ما تئاتر روحوضى داشتيم و شايد هم هنوز در بعضى از نقاط ايران داشته باشيم كه در حقيقت نوعى از تعزيه بود ، با اين تفاوت كه به جاى آنكه مردم را بگرياند مىخندانيد و روىهمرفته مىتوان ادعا نمود كه هموطنان ما خوش داشتند كه يا بگريند يا بخندند .
اما در ميان گريه و خنده فاصلهاى هم هست كه هرچند ممكن است از بعضى گوشههاى خندهدار يا گريهآور ، خالى و عارى نباشد ولى مقصود نهايى از آنكه به نام درام خوانده مىشود و قسمت عمدهء تئاتر فرنگىها را تشكيل مىدهد ، در عين حال كه متوجه مشغول ساختن مردم است مطالبى را هم مىخواهد با آنها در ميان بگذارد و به نتيجه برسد و مسائلى را
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 648
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٦٤٨