را با « ه » مرقوم فرمودهايد هژير يك چشم بشتر ندارد . « 1 » » ( هژير نخستوزير اسبق فقط يك چشم داشت )
سابقهء تاريخى سوگوارى در ايران
كشتن سياوش
نرشخى مورّخ قرن سوم هجرى ( نهم ميلادى ) مىگويد كه « . . . و اهل بخارا را بر كشتن سياوش ، سرودهاى عجيب است و مطربان آن سرودها را « كين سياوش » گويند . . . و در جاى ديگر از اين كتاب مىخوانيم : « و مردمان بخارا را در كشتن سياوش نوحهاست ، چنان كه در همه ولايتها معروف است و مطربان آن را سرود ساختهاند و مىگويند و قوالان آن را گريستن مغان خوانند و اين سخن زيادت از سه هزار سال است . . . « 2 » »
از اين عبارت قدمت افسانهء كشتن سياوش كاملا روشن است ارانسكى مىنويسد :
« به عقيدهء اكثر محققان افسانهء كشتن سياوش مضمون نقشى است كه ضمن حفريات پنجى كنت بر ديوارى كشف شده . بدينطريق معلوم مىشود روايات و افسانههاى كهن كه در اوستا منعكس شده و عامهء مردم طى قرون متمادى آن را سينهبهسينه منتقل كرده به زمان فردوسى رسانيدهاند ، در قرون وسطى نيز رواج داشته و مورد توجه مردم آسياى ميانه و ديگر نواحى بوده است .
تعزيهخوانى يا شبيهخوانى
بطور كلى تاريخ پيدايش نمايشهاى دراماتيك در ايران روشن نيست درام نمايشنامه و داستانى است كه موضوع آن ممكن است شادىبخش و يا غمانگيز باشد ، بعضى از صاحبنظران معتقدند كه تعزيه در ايران ريشهاى قديمى دارد و از « سوك سياوشان » كه ريشهء آن به عهد باستان مربوط است سرچشمه مىگيرد . پس از مرگ سياوش خواندن سرودهاى غمانگيزى در ايران معمول گرديد كه دامنهء آن تا قرن چهارم هجرى ادامه داشت و ظاهرا از عهد آل بويه در نتيجهء رشد نهضت شيعيگرى جزو شعاير و آداب شيعيان گرديد . منتها اين عزادارى پس از دورهء صفويه بيشتر مورد توجه قرار گرفت مخصوصا در دورهء ناصر الدين شاه واقعهء كربلا با رعايت تشريفات در دو ماههء محرم و صفر اجرا مىگرديد .
« . . . اين تعزيهها همه جنبهء عزادارى ندارد و موضوعهاى تفريحى هم در اين مراسم وارد
هامش
( 1 ) . همان مجله ، ص 942 .
( 2 ) . نرشخى : تاريخ بخارا ، چاپ تهران ، ص 19 ، 20 ، 28 .