عباسى بود ( 847 - 861 ) اين مرد هر روز لباسى مخصوص و جالب به تن مىكرد و بالاى آخرين پلهء منبر مىرفت و سپس براى شنوندگان خود كه عبارت از عموم مجانين شهر بودند ، سخنرانى مىكرد . اين ديوانگان را خدمتگزاران خليفه دور او جمع مىكردند . - اين دلقك براى آنكه مطالبى براى سخنرانى خود جمعآورى كند ، در وسط پل سامره كه همه روزه جمع كثيرى از روى آن عبور مىكردند ، روى زمين مىنشست و در كتابچهاى كه به دست داشت ، گفتهها و مطالبى را كه عابرين بر زبان مىراندند يادداشت مىكرد ، بعدا او صفحات كتابچهء خود را تغيير مىداد و هر روز چند صفحه از اين مطالب پراكنده را براى خيل ديوانگان مىخواند . درباريان از اين صحنهسازيهاى او لذت مىبردند . گاه خليفه هنگام نشاط ، او را سرنگون به دجله مىافكند و بعد با طنابى از مرگ نجاتش مىداد .
با اين حال ، اين دلقك كه هر سال لفظ جديدى بر نام خود مىافزود ، موفق گرديد كه در طى 17 سال كه در دربار خليفه زندگى مىكرد ، پنجاه ميليون سكهء نقره به دست آورد .
كارهاى اين دلقك و رفتار خليفهء وقت با او سرمشقى براى ساير شخصيتهاى مهم مملكتى شد ، و آنان نيز با پيروى از روش خليفه براى خود دلقكى برگزيدند و به تدريج مردم كوىوبرزن نيز از دلقكهاى محلى براى تفريح و وقتگذرانى استفاده مىكردند .
غالب اشخاص در ضمن گردشهاى روزانهء خود در شهر به مناظرى برمىخوردند كه براى تفريح و سرگرمى مناسب بود . مثلا در كنار كوچهاى ناظر به جنگ خروسها ، بلدرچينها و يا قوچها و گوسفندهاى نر با يكديگر بودند . تماشاچيان غالبا با علاقهء فراوان ، روى فتح و شكست حيوانات با هم شرطبندى مىكردند . گاه بر اثر قالوقيل و دادوفرياد مردم ، نظم محل اندكى مختل مىشد . اندكى دور تر روى پل صاحبان بز ، خرس و عنتر با حركات و رقصهاى اين حيوانات توجه مردم را جلب مىكردند . در نزديكى در مسجد ، شعبدهبازان و افسونگران با بلعيدن شمشير و بازى كردن با مار ، مردم را سرگرم و در پايان كار تقاضاى انعام مىكردند و تماشاچيان سكههاى پول را به طرف آنها پرتاب مىكردند . هنگام شب نيز منظرههاى گوناگونى براى تفريح و سرگرمى مردم وجود داشت ، و خيمهشببازان با فانوسهاى جادوگرى ، در ميخانه و خرابات توجه ناظرين را جلب مىكردند . به اين ترتيب بعضى از مردم دوران قرون وسطى براى آنكه از رنجها و آلام روزانه اندك فراغتى حاصل كنند به نظارهء اين قبيل صحنهها مشغول مىشدند .
علاوه بر اين پارسيان و عيسويان ، اعياد مذهبى و ملّى خود را با شكوهى هرچه بيشتر برگزار مىكردند . در اين شبها مراسم آتشبازى نيز عملى مىشد و در كوچهها و چهارراهها آذين مىبستند و چراغانى مىكردند . صدها فانوس به در و ديوار آويخته مىشد . جمعيت
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 635
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٦٣٥