تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
پير زال فريبكارى را كه مىخواست بانويى را از راه عفت منحرف كند عقيم مىسازد . . . « 1 » » در يكى دو قرن اخير معركه‌گيران و داستانسرايان براى جلب توجه عمومى در قهوه‌خانه‌ها ، تكيه‌ها ، ميدانهاى عمومى بساطى مىگستردند و با اطوار و حركاتى مخصوص ، توجه مردم را به خود جلب مىكردند .

قصه‌گويى

قصه‌گويى و قصه‌خوانى از ديرباز ، نه تنها مورد توجه كودكان و بچه‌هاى مكتبى بود بلكه بزرگسالان نيز براى بهتر خفتن و وقت‌گذرانى از قصه‌خوانان و قصه‌گويان استفاده مىكردند و ظاهرا از دوران باستان عده‌اى در اين كار تخصّص داشتند و اطلاعات و قصص و حكاياتى كه در ذهن محفوظ داشتند از نسلى به نسل ديگر منتقل مىكردند . كتاب هزار افسان يكى از كتب گرانقدرى است كه ظاهرا از عهد هخامنشى به يادگار مانده و كتاب پرارج و نامدار هزار و يكشب كه گنجينه‌اى از حكايات و افسانه‌ها و روايات ملل شرق نزديك است از ديرباز مورد استناد و استفادهء قصه‌گويان قرار مىگرفته است . اين كتاب كه مجموعه‌اى از افسانه‌ها و قصص باستانى و قرون وسطايى است به وسيلهء نويسندگان مختلف در طى قرون فراهم آمده و تأليف و گردآورى آن به ملتى خاص منسوب نيست ، آنچه مسلم است هنديان و ايرانيان و اعراب بيش از ديگر ملل ، در آفرينش اين اثر گرانبها سهيم بوده‌اند . اين كتاب در قرن دهم هجرى در مصر به صورت الف ليله تدوين شد و در سال 1260 هجرى به فرمان بهمن ميرزا پسر عباس ميرزا و به همت عبد اللطيف طسوجى و شاعر نامدار معاصر او سروش اصفهانى ( كه اشعار عربى را به فارسى برگردانده است ) اين كتاب در مدت چهار سال از زبان عربى به زبان فارسى ترجمه و با نثرى شيوا در اختيار ارباب ذوق قرار گرفت . پس از ظهور اسلام قصه‌گويى همچنان در بين ملل ايرانى و عرب معمول بود . در دورهء آل بويه چون عده‌اى از قصه‌گويان با جعل اخبار و احاديث به اختلافات شيعه و سنى دامن مى زدند عضد الدوله اين جماعت را از قصه گفتن در مساجد و ميدانها و راهها منع كرد . ابن قتيبه از على بن هشام روايت كند كه مرد قصه‌گويى بود كه ما را با قصه‌هاى خود مىگريانيد سپس تنبور كوچكى از آستين بيرون مىآورد و مىخواند و مىگفت : با اين تيمار بايد اندكى شادى . . . « 2 » »
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، ص 812 . ( 2 ) . عيون الاخبار ، ج 4 ، ص 91 ( به نقل از شاهنشاهى عضد الدوله ، پيشين ، ص 209 ) .