خصوصيات مادر و زينت دخترش از جهت لباس و خودآرايى چنين است :
لباس مادر : شليته و شلوار ، پيراهن و نيمتنهء ورافتاده ، چهارقد كلفت ، چادرنماز ، پاى بىكفش .
لباس زينت : چارقد گاز قالبى ، دامن و پيراهن مد جديد ، جوراب پشمى ، بدون كفش ، بدون چادر .
وقتى پرده بالا مىرود ، مادر و زينت در جلو صحنه روى مختّه نشستهاند . مادر قليان مىكشد ، يك منقل و يك انبر با آلات وسمهكشى و بزك ( از قبيل وسمهجوش ، سورمهدان ، صابون ، جعبههاى سرخاب و سفيداب و غيره . ) روى ميز كوتاهى ، جلو زينت گذاشته شده است . زينت آيينه را در دست چپ گرفته ، مشغول وسمه كشيدن ابروهايش مىباشد .
مادر - ( قليانكشان ) خوب درست بكش ، كه ابروهات بهم وصل شند ، امروز جعفر جونم مياد ، بايد خودت را برا او خوشگل كنى ، ببينه كه ما هم دخترهامون كمتر از دخترهاى فرنگ نيستند .
زينت - ( وسمهكشان ) خانباجى ، حالا چند سال ميشه كه جعفر خان رفته فرنگ ؟
مادر - هشت نه سال ميشه ، آنقدر بود ، وقتى رفت حالا بايد ما شاء الله مردى شده باشه ، اما چه فايده لا بد ديگه نه دينى داره ، نه مذهبى ( آه مىكشد ) خدا لعنت كنه اون پدرش كه اين طفلك از دست ما گرفت .
زينت - خانباجى ، اين راسته كه ميگند اونجا گوشت خرس و ميمون و اين چيزها مىخورند ؟
مادر - بله كه راسته ، اين صاحبمردهها همه چى مىخورند . . .
زينت - ( صورتش را نشان مىدهد ) خوبه حالا خانباجى ؟
مادر - خوب ، شدى مثل ماه شب چهارده ، اما يه خورده ديگه سورمه بكشى بد نيست ، حالا پسرم چه سگى است كه فورا عاشق تو نشه ( سر قليان را برمىدارد و صدا مىكند ) مشهدى اكبر ، مشهدى اكبر .
مجلس دوّم : ( مادر - زينت - مشهدى اكبر ) .
لباس مشهدى اكبر : كلاه نمدى تخممرغى ، شال ، جوراب پشمى ، رنگارنگ . . .
مشهدى اكبر - بله خانم - بيا اين قليان وردار ، بعد هم برو دم در وايسا ، هر وقت جعفر خان اومد فورا به ما خبر بده .
مشهدى اكبر - الهى شكر ، زنده مونديم كه يه دفعه ديگر جعفر خان را ببينيم ، مثل اينكه من للهاش بودم .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 619
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٦١٩