تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
به نظر آقاى امير حسين آريان‌پور ، در ايران هنر تئاتر با كندى فراوان به سير خود ادامه داده است . استثمار داخلى و استعمار خارجى ، قرن‌ها سكوت ، قرن‌ها ثبات ، موانع بزرگى در راه تكامل اين هنر فراهم ساخته است ، با اينحال نمايشهاى مردم‌پسند نظير سوك سياوش ، بازى مير نوروزى ، سايه‌بازى ، خيمه‌شب‌بازى ، بازى تقليدچىها ، تعزيه ، و در سدهء نوزدهم ، ادامهء بازىهاى تقليدچىها : كچلك‌بازى ، بقال‌بازى ، سايه‌بازى كم‌وبيش معمول بوده و از 1870 به بعد ، ترجمه‌هايى از مولير و شكسپير و نمايش‌نويسان بزرگ ديگر روى صحنه آمده است . نخستين تماشاخانه‌ها ، در محل مدرسهء دار الفنون ، پارك اتابك ، پارك ظل السلطان و پارك امين الدوله برقرار شده است ، طبقهء حاكم و اشراف ايران تئاتر و هنرپيشگان را مورد تحقير و تخطئه قرار مىدادند . براى آشنايى با طرز تفكر اشراف ايرانى توصيفى را كه يك مسافر ايرانى از صحنهء يكى از تئاترهاى فرنگ نموده است ذيلا نقل مىكنيم : « به مجلس تئاتر رفتيم ، تالارى بس بزرگ و سخت مجلل بود ، چلچراغ‌هاى خورشيدآسا ، محوطه را ، چون روز روشن كرده بود ، اعيان شهر با خوانين محترمه ، ملبّس به البسهء فاخر و مزين به جواهر نفيسه و معطّر به عطريات محركه به كرسيهاى شاهانه نشسته بودند . . . بالاخره با صداى زنگى پردهء بلندى كه در مقابل ناظرين آويخته بود ، آرام‌آرام به كنار رفت و قصهء تئاتر شروع شد . عملهء تئاتر در كار بازيگرى و مطربى يد طولا داشتند و ساعاتى چند ناظرين محترم و محترمه را مشغول خود كردند . در اختتام قصه عملهء تئاتر جلو پرده قرار گرفتند و چنان مغرور مىنمودند ، كه گويى آن سفله‌زادگان فرومايه در شمار ذوات محترم مملكت‌اند . و عجبا كه اعيان هم با خوانين خود به احترام آن‌ها از جاى برخاستند و براى خشنودى آنها ، خندان و شادىكنان ، دستك‌زدن گرفتند ، گويى ايشان را ظن آن نبود كه عملهء تئاتر ، دلقكان يا مطربانى بيش نيستند و بزرگداشت آنان در شأن بزرگان نيستند الحق راست گفته‌اند كه : « دوره‌اى معكوس گردد كارها ، شحنه را دزد آورد بازارها ! » . با اين همه ، با همه تخطئه‌ها و تحقيرها ، باز هم تئاتر ما از تكامل بىنصيب نماند . در قرن بيستم ، حركتى به سوى تئاتر ملى آغاز شد ، از يكسو حسن مقدم ، ذبيح بهروز ، ميرزادهء عشقى ، سعيد نفيسى ، صادق هدايت و ديگران ؛ از سوى ديگر ، فكرى ، خيرخواه ، لرتا ، نوشين ، پرخيده و ديگران در اين راه پيش رفتند . ادامهء پيشرفت تئاترپيشگان توانا ، نمايش‌نويسان پرشور ، گرايش به انقلاب . . . بسيار اميدبخش بود ؛ اما موانع هم‌چنان انبوه و كوهى از موانع در راه تئاتر خودنمائى مىكرد . تئاتر ديروزى ما كم‌دامنه ، تئاتر امروزى ما آشفته ، تئاتر فردائى و پس‌فردائى ما به بركت انقلاب البته گسترده ، البته درخشان خواهد بود .