تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
. . . در اينجا بايد گفته شود كه نه تنها در دورهء ناصرى ، بلكه بعدها هم سليقهء مترجمين ايرانى آن بود كه مضمون كمديهاى مولير و ديگران را اقتباس و آزادانه تحرير كنند تا با مذاق خوانندگان و تماشاگران ايرانى سازگار افتد .

آخوندزاده

قديمترين نمايشنامه‌هايى كه به تقليد اروپاييان نوشته شده است از آقا ميرزا فتحعلى آخوندزاده است كه ميرزا جعفر قراچه‌داغى آنها را از زبان آذربايجانى به فارسى ترجمه كرده و اين ترجمه‌ها مانند نمايشنامه‌هاى ديگرگون‌شدهء مولير در ادبيات نوين و هنر نوزاد نمايش ايران محلى پيدا كرده است . . آخوندزاده پيش از سفر تفليس از تئاتر و نمايش بىخبر بوده و نخستين آشنايى او با هنر نمايش در سالهاى دههء پنجم قرن نوزدهم صورت گرفت . در اين روزگار در سالنهاى شاهزادگان ثروتمند گرجستان و گاهى در هواى آزاد ، كنسرتهايى ترتيب مىيافت و قطعات كوتاهى از آثار نويسندگان ووس و گرجى به معرض تماشا گذاشته ميشد . . . آخوندزاده اين نمايشها را تماشا كرد و با اكثر نمايشنامه‌هاى مهم و معتبر صحنه‌هاى روس از جمله نوشته‌هاى گوگول و استروسكى آشنا شد و از شكسپير و مولير الهام گرفت . همه اينها در مجموع تأثير بسزايى در هنر نويسندگى او به جا گذاشت تا آنكه خود به هوس نوشتن نمايشنامه افتاد و در خلال سالهاى 1850 تا 1856 م صحنه‌هايى روشن و درخشان از معيشت حقيقى مردم آذربايجان بوجود آورد و جهات تاريكى زندگى آنان را بىگذشت و اغماض به باد انتقاد گرفت . . . يكى از آثار شايان توجه آخوندزاده داستانى است به نام ستارگان فريب‌خورده يا حكايت يوسف شاه سراج كه در تاريخ 1857 م ( 1273 ق ) نوشته شده است . زمان وقوع داستان ، مقارن است با سلطنت شاه عباس بزرگ از پادشاهان صفوى و موضوع آن از يك واقعهء تاريخى دربارهء مرد زين‌سازى كه موقتا به شاهى رسيده اقتباس گرديده است . توضيح آنكه در سال هفتم پادشاهى شاه عباس ستاره‌هاى دنباله‌دارى در آسمان پديد آمد ، منجمين پيشگويى كردند كه ظهور اين ستاره نشانهء تغيير يا مرگ پادشاهى از سلاطين زمان است و جلال الدّين محمد يزدى منجم‌باشى شاه چنين چاره انديشيد كه شاه چند روزى از سلطنت كناره گيرد و كسى را كه محكوم به مرگ باشد به جاى خود بنشاند ، پس يوسف نامى تركش‌دوز را كه پيرو يكى از طوايف ضالهء اسلام موسوم به نقطوبه بود و به تناسخ و ديگر مبانى كفرآميز اعتقاد داشت ، لباس شاهى بر تن كرده تاج بر سر نهادند و به تخت نشاندند و شاه در برابر او به خدمت ايستاد و او سه روز پادشاهى كرد و روز دهم ذيقعده 1001 او را به دار آويختند و شاه بر سرير سلطنت بازگشت ( عالم‌آراى عباسى ) .