مجالس مردانه و هم مجالس زنانه اجرا مىشده است . . . « 1 » »
بازىهاى فكاهى
از روزگاران پيش در كنار شبيهخوانى يك نوع نمايش ملى شبيه به نمايشهاى سيركى هم در ايران وجود داشت كه عبارت بود از صحنهء بازيها و شيرينكاريهايى كه دلقكان و مسخرگان دربارى و بازارى ( لوطيان و مطربان ) اجرا مىكردند . بازيگران اين صحنهها ضمن اجراى يك رشته عمليات بندبازى و رقص و آواز ، دشمنان خود را به باد مسخره مىگرفتند و غالبا در لفافهء عبارات شيرين ، دو پهلو به حكام و فرمانروايان و حتى روحانيان دربارى مىتاختند . متن اين نمايشنامهها مكتوب نبود و انتخاب مضمون آنها بستگى به ميل نمايشدهندگان ، و وضع و حال حضار و اقتضاى مقام داشت و بطور كلى نمىتوان آنها را جزء آثار هنرى و ادبى بشمار آورد .
مشهورترين اين بازيها بازى حاجى الماس است . حاجى الماس غلام سياهى است كه به دختر ارباب عشق مىورزد . پدر و مادر دختر از قضيّه خبردار مىشوند و حاجى الماس را سياست مىكنند . حاجى الماس به نوبهء خود شيوه زدن آقا را به گوش خانم و رفيقبازى خانم را به گوش آقا مىرساند و ميان آنها را بهم مىزند و تلافى خود را درمىآورد .
ديگر از نمايشهاى فكاهى بازى « خانم خرسوار و شمبلهغوره » و امثال آنهاست كه هر كدام به مناسبت زمان خود جالب بوده و نتايج اخلاقى نيز داشتهاند .
همهء اين آثار در حد فاصل ادبيات عامه ، و ادبيات بديعى قرار گرفتهاند و از نظر هنر چندان قابل توجه نيستند .
بقالبازى در حضور
امّا بر اثر توسعهء روابط ايران با غرب و بالا بودن سطح فرهنگ و دانش اروپايى ، بتدريج بازى و نمايش نيز وضع بهتر و متكاملترى بر خود گرفت و هرچه از رونق تعزيه و شبيهخوانى كاسته مىشد بر گرمى بازار بازيهاى خندهدار ، افزوده گشت و بازيگران مقلد كه كارشان جز تقليد و مسخرگى و درآوردن ادا و اطوار و خندانيدن شاه و درباريان نبود ، بر آن شدند ، كه « چاشنى از انتقاد اشخاص و اوضاع » در شيرينكاريهاى خود وارد كنند .
كاملترين نمونهء اين نمايشنامهها بقالبازى در حضور است . مصنّف و تاريخ تحرير اين نمايشنامه معلوم نيست . به گفتهء دكتر ابو القاسم جنّتى عطايى مؤلف كتاب بنياد نمايش در ايران ،
هامش
( 1 ) . يحيى آرينپور : از صبا تا نيما ، ج 1 ، ص 322 به بعد ، نقل به اختصار .