روزه تاريخ گذشته را در حضور شاه مىخواند .
پرده اول پس از گزارش مفصل مورخ الملك در پيرامون قحطى كرمان و بلوچستان و همجوم كفّار فرنگ به بلاد اسلام و شرفيابى اقيانوس العلوم به پيشگاه شاه و شنيدن شكايات و اظهارات وزير دواب و دفاعات كريم شيرهاى پايان مىيابد . . . « 1 » »
نقش دلقكهاى دربارى
همانطور كه آقاى دكتر محجوب يادآور شدهاند ، در كشورهايى كه از آزادى بحث و انتقاد خبرى نيست و مردم در بيان مظالم و بيدادگريهاى زمامداران آزادى عمل ندارند ، گروه دلقكها به مناسبت آزادى كاملى كه در بيان حقايق « در لباس هزل » دارند چون دريچهاى اطمينان تا حدى از عصيان و طغيان خلق جلوگيرى مىكنند . از قديم گفتهاند كدام شوخى است كه نيمى از آن جدى نباشد ، دانايان روزگار ، آنچه را كه ابراز صريح آن را صلاح نمىدانستهاند در لباس قصه و به صورت تمثيل و كنايه بيان مىكردهاند به قول سعدى
نگويند از سر بازيچه حرفى * كز آن پندى نگيرد صاحب هوش
اين پندى كه صاحب هوش از قصه مىگيرد همان حقيقتى است كه اظهار صريح آن مايهء رميدن ، شنوندگان مىشود ، داستانسرا براى پوشانيدن تلخى آن ، لعابى شيرين از افسانه بر گرد آن مىكشد .
هرقدر اظهار صريح و حقايق دشوارتر و خطرناكتر باشد ، ضرورت مزاح و هزل و افسانهسرايى و مثل گفتن بيشتر افزايش مىيابد . . . در دوران حكومتهاى استبدادى پادشاهان و ارباب قدرت همواره در دستگاه خويش مردى مرفوع القلم نگاه مىداشتند تا بتواند حقايق را كه مردم عادى از ابراز آن بيم دارند ، به زبان هزل و ظرافت و در قالب شوخى و تمثيل و افسانه به تعريض و كنايه يا اشارت بازگويد .
كار اين گونه افراد هم به سود مردم و هم به نفع دستگاه سلطنت بود ، چه از طرفى دستگاه به وسيلهء ايشان از معايب و نقاط ضعف خويش و كارگزاران دولت و دربار باخبر مىشد و از سوى ديگر گفتههاى مسخرگان دربارى تا حدود زيادى همان حرفها بود كه از نهفتن آن ديگ سينهء مردم و ستمديدگان جوش مىزد ، و چون مىديدند كه مسخرهاى يكى از رجال دولت را به تازيانهء انتقاد تنبيه مىكند ، و معايبى را كه از كار و كردار وى ناشى شده و ستمى را كه به خلق رسيده است به صراحت در برابر شاه و رجال دولت بازمىگويد گفتههاى وى براى آنان مايهء تسلى خاطر بوده در حقيقت مسخره در اين مقام زبان گوياى مردم و طبقات
هامش
( 1 ) . كريم شيرهاى ، پيشين ، ص 340 به بعد .