تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
آقاى بهرام بيضائى مىنويسد : « تنها در سال 1248 شمسى بود كه به دستور ناصر الدين شاه و مباشرت دوستعلى معير الممالك عظيم‌ترين نمايشخانهء همه اعصار تاريخ ايران يعنى « تكيهء دولت » در زاويهء جنوب غربى كاخ گلستان با گنجايش حدود بيست هزار نفر و صرف معادل يكصد و پنجاه هزار تومان ساخته شد ( از كتاب نمايش در ايران ) . وقتى ناصر الدين شاه از سفر اول خود كه به اروپا رفته بود بازگشت تحت تأثير آمفىتئاتر پاريس دستور ساختمان تكيهء دولت را صادر كرد ولى چون از چوب تكفير مىترسيد و از علماى بزرگ آن زمان مثل حاج ملا على كنى حساب مىبرد ، و خود متظاهر به مذهب بود به نمايشهاى دروازهء دولت رنگ مذهبى داد و آنجا را براى تعزيه و نمايش دينى در نظر گرفت . . . تكيهء دولت آن‌قدر بزرگ بود كه 20 هزار نفر را در خود جاى مىداد و بازيگران نمايش‌ها با اسب و شتر وارد آن مىشدند و با هم به نبرد مىپرداختند و حتى صحنهء آتش زدن خيمه‌هاى امام حسين در آن ، با همه عظمت و شكوه و غم و اندوهش به نمايش گذارده مىشد . علاوه بر تجسم و تعزيهء واقعهء كربلا كه هر ساله در دههء اول محرم در تكيهء دولت به موقع اجرا گذارده مىشد ناصر الدين شاه دستور برگزارى نمايشهاى ديگرى را هم داده بود كه هيچ ارتباطى با عزا و سوگوارى ماه محرم نداشت و صرفا نمايشهاى هنرى بود . . . از جملهء اين نمايشهاى تفريحى تئاتر درة الصدف ، مختار ، امير تيمور ، يوسف و زليخا ، عروسى دختر قريش ، سليمان و بلقيس و موسى و فرعون بود . . . نمايشهاى تكيهء دولت به قدرى عالى و مجلل و سرگرم‌كننده بود كه زنها از صبح خيلى زود با چادرها و چاقچور و روبنده و يك بقچه غذا به آنجا مىرفتند . . . ولى متأسفانه بيش از دو ماه از سال اين گونه نمايشها برگزار نمىشد و تكيهء دولت داير نبود و مردم بىصبرانه منتظر فرارسيدن ايام عزاى سال بعد بودند . . . بعد از بسته شدن تكيهء دولت . . . آنها كه دستشان به دهانشان مىرسيد هرچند يك بار از دلقكها و مسخره‌هاى معروف آن زمان دعوتى به عمل مىآوردند تا برايشان نمايشهايى برقرار نمايند . . . . مسخره به قولى دلقك ژنده‌پوش و لاقيدى بود كه با گرفتن مختصر پولى در جشنهاى ملى و بزمهاى خصوصى ظاهر مىشد و به خواندن و رقصيدن و مناسب‌گويى و لودگى و بامزگى مىپرداخته است و ضمن بازيهاى خوشمزه و سرگرم‌كننده‌اش اخلاق و احوال محيط و صفات افراد ثروتمند و مرفه را هم به ريشخند مىگرفته است ، در قالب طنز و شوخى انتقادهاى سخت و شديدى از طبقات بالانشين مىنموده است . . . « 1 » » آقاى بهرام بيضايى مىنويسد : « برخى از اين « مسخره‌چى » ها چنان در كار خود
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 23 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 604 | مرتضى راوندى