لودگى و ظرافت و چيرهدستى داشتند كه مورد حمايت امرا واقع مىشدند و پايشان به دربارها باز مىشد و مسخره يا طلحك يا نديم خاص مىشدند . چيزى را كه مردم در مسخره بيشتر دوست مىداشتند مايهء انتقادى او بود زيرا مسخره در قالب طنز و هزل انتقادهايى از طبقهء بالا مىكرده است و استقبال مردم از مسخره ، بيشتر براى آن بود كه او را زبان خود مىديدند . . . « 1 » »
ناگفته نگذاريم كه شوخى و مطايبه در حد اعتدال ، منع شرعى ندارد و حضرت رسول به مصداق
« لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا
« 2 »
»
گاه در ساعات فراغت با عيال و بستگان و نزديكان خود به تفريح و شوخى مىپرداختند و با عطوفت و مهربانى از مردم دلجويى مىفرمودند .
جيجك عليشاه
نمايشنامهء جيجك عليشاه نوشته ذبيح الله بهروز است ، كه در پنج پرده تهيه و تنظيم گشته و به سال 1924 ميلادى برابر سال 1303 شمسى در برلين چاپ و منتشر شده است .
نمايشگاه در يكى از تالارهاى دربار
صدر اعظم ، مورخ الملك ، مفخر الشعراء نديم دربار و چند نفر ديگر ايستادهاند با هم حرف مىزنند كريم شيرهاى داخل مىشود .
كريم شيرهاى ( با لهجهء اصفهانى ) - آقايان وزرا آقايان امرا سلام عليكم و قلبى لديكم ! !
صدر اعظم : ( با صداى كلفت و تكبّر ) عليكم السلام حاجى كريم ، احوالت چطوره ؟
كريم شيرهاى - دستش را با دهنش تر مىكند و مىزند به گردنش آقاى صدر اعظم ، ميندازيم .
صدر اعظم ( رويش را برمىگرداند اخم مىكند چيزى نمىگويد )
وزير دواب ( داخل مىشود تعظيم مىكند به صدر اعظم ، با لهجهء تركى ) - سلامون عليكم . ( بعد به مفخر الشعرا و كريم شيرهاى چپچپ نگاه مىكند و رويش را برمىگرداند ) .
صدر اعظم - عليكم السلام ، آقاى للهباشى احوال شريف ؟
وزير دواب - از مرحمت شما بوسيار خوب است .
كريم شيرهاى با وزير دواب شوخىهاى زننده مىكند . نديم دربار از كريم شيرهاى خواهش مىكند كه به سركار وزير دواب جسارت نكند .
كريم شيرهاى ( خطاب به نديم دربار مىگويد ) : سرت تو جيبم ، جيبم تو خلا ! .
هامش
( 1 ) . نمايش در ايران ، پيشين ، ص 54 .
( 2 ) . بهره و نصيب خود را در زندگى از دست ندهيد .