تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
شاهنامه‌خوان ياد مىكند : « يك نوع سرگرمى ديگر گوش دادن به شاهنامه‌خوان است . . . اين سرگرمى بسيار تجملى است و براى هر فرد غريب مايهء بهجت خاطر تواند بود . شاهنامه‌خوان توصيف مجالس مختلف شاهنامه را با حرارت فراوان بيان مىدارد ، مخصوصا داستان نبرد ميان رستم و سهراب را . گرچه من معناى بسيارى از كلمات را نمىدانستم مىتوانستم ، غرض از هر بيتى را درك نمايم چون شاهنامه‌خوان اين ابيات را با آهنگى تصنعى تكرار مىكند ، شخص مىتواند بدون اشكال معانى را درك نمايد . . . « 1 » » به عقيدهء الول ساتن از دورهء ناصر الدين شاه تعزيه‌هاى دربارى به صورتى منظم درآمد و براى نخستين بار تعزيه‌گردان چون ناظم يا رژيسور عمل بازيگران را تحت نظر گرفت « مقارن اين احوال . . . چندين نمايش كوچك كه موضوعات آنها اوضاع اجتماعى ايران بود ، از خامهء ميرزا ملكم خان تراوش كرد . . . » و آثار فتحعلى آخوندزاده از تركى به فارسى ترجمه شد و تئاترى در دار الفنون زير نظر مزين الدوله داير گرديد و ترجمهء منظومى از « ميزان تروپ » اثر مولير را در آنجا نمايش دادند . پس از استقرار مشروطيت هنر تئاتر بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت . در سال 1334 ه . ق سيد على نصر كمدى ايران را پايه‌گذارى كرد و هنرمندان و نمايشگران زيادى تحت نظر او به كار پرداختند و رشتهء اين فعاليت هنرى كمابيش ادامه يافت تا در سال 1311 شمسى كه عبد الحسين نوشين هنر تئاتر را به معنى جديد كلمه در ايران رواج داد و با همكارى دوست با استعداد خود حسين خيرخواه و عده‌اى ديگر ، روحى تازه به تئاتر نوين ايران بخشيد و بسيارى از هنرپيشگان معاصر تربيت‌شدهء آن مكتب هستند ، در حالى كه سير تئاتر و نمايش در عهد قاجاريه مبتنى بر اصول سنتى و تابع ذوق و استعداد كارگردان بود . ميرزا حسين خوان تحويلدار ضمن توصيف طبقات و گروههاى مختلف اجتماعى در عهد ناصر الدينشاه از انواع لوطيهاى آن دوران در اصفهان كه در حكم هنرپيشگان روزگار ما بودند سخن مىگويد به قرار زير : اول « لوطيهاى « شيرى » كه شير نگاه مىدارند و در ولايات مىگردانند . قسم دوم لوطيهاى تنب‌زن كه بعضى از آنها خرس و ميمون مىرقصانند اينها سه چهار دسته‌اند . قسم ديگر لوطى حقه‌باز كه كارهاى خارج از عادت مىنمايند ، از قبيل چشم‌بندى و شعبده و لميات و امثالها و اينها سابق در اصفهان متعدد بودند ، و اين زمان به تهران و بلاد ديگر متفرق شده‌اند . . . قسم چهارم لوطيهاى بندباز و چوبينىپا ، اينها يك دسته‌اند گاهى در اصفهان مىآيند و اغلب به ولايات ديگرند . قسم ديگر لوطيهاى خيمه‌شب‌باز كه شبهاى عيش و عروسيها ، خيمه‌شب‌بازى برپا مىكنند و صورتى از مقوا ساخته‌اند كه از پشت
هامش
( 1 ) . الول ساتن : تاريخچهء تئاتر در ايران ، تلخيص از مجلهء سخن خرداد 35 ، ص 288 .