گذشته از دلقكها و مسخرهها ، طفيليها نيز گاهى باعث سرگرمى و تفريح اعيان و اشراف مىشدند كه نام بعضى از آنها و داستانهاى خوشمزهاى كه براى ايشان اتفاق افتاده در آثار آن زمان ضبط شده است .
. . . در ميان نديمان كسانى بودند كه با حركات و اعمالشان اهل مجلس را به نشاط مىآوردند و وسيلهء تفريح خاطر آنان مىشدند . دربارهء اين افراد چه در مجالس خلفا چه پادشاهان داستانها و پيشآمدهاى جالبى در كتب تاريخ و ادب ذكر شده است . از جمله مردى بوده است به نام ابىورد كه در مجلس مهلبى وزير ( از وزيران آل بويه ) حاضر مىشد و چنان در تقليد حركات و قيافه و طرز سخن گفتن سايرين مهارت به خرج مىداد كه اهل مجلس از خنده بىتاب مىشدند . وى اشعار خندهدارى نيز مىسروده است ( يتيمة الدهر ، ج 2 ، ص 114 ) .
در آن زمان افراد بازيگر و هنرمندى بودهاند كه با اعمال و حركات خود مردم را مىخنداندند يا سرگرم مىكردند ، از جمله در كتاب حكاية ابى القاسم ( از آثار قرن چهارم ) مردى ذكر شده است كه جلو بازار مالفروشان مىآمد و چنان صداى خر مىكرد كه تمام خران از صداى او به صدا درمىآمدند .
در مجالس انس بالبديهه دربارهء موضوعى شعر گفتن يا چيزى را در شعر به صورت معما يا لغز درآوردن معمول بوده است . . . « 1 » »
داربازى و بندبازى
يكى از وسايل سرگرم كردن مردم داربازى بود . شادروان مجتبى مينوى در ذيل صفحهء 247 كليله و دمنه نصر الله منشى مىنويسد :
« داربازى كار و عمل مردان دارباز بود كه بندباز و ريسمانباز و ساروباز نيز گويند يعنى كسانى كه بر روى طناب و بندى كه دو سرش به بالاى دو تير ( يا دار ) بلند بسته و به فاصله زيادى بالاى زمين در هوا ، قرار دارد بازيها مىكنند و خطر افتادن و مردن براى ايشان هست . . . »
بازيگران و هنرپيشگان
در كتاب احسن التواريخ حسن روملو ، ضمن توصيف وقايع مربوط به سال 825 از هنرپيشگان و بازيگران آن دوران در سرزمين خطاى چين ياد مىكند : « چون پادشاه بر تخت نشست و قرار گرفت ، ايلچيان را نزديك تخت بردند . . . بازىگران به بازى درآمدند . اول
هامش
( 1 ) . شاهنشاهى عضد الدوله ، پيشين ، ص 296 به بعد .