تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
كتابها تأليف يافت . از اينها گذشته قمار نيز حتى در بين طبقات فقير رواج و انتشارى داشت و بعضى در علاقه به شطرنج و نرد افراط مىكردند . تفريح ديگر عامه نقل حكايات و لطيفه‌ها بود ، در واقع حكمت عاميانه بر همين امثال و حكايات كوتاه مبتنى بود . حكايات بخيلان ، حكايات احمقان ، حكايات طمعكاران ، حكايات معلمان ، حكايات كسانى كه دعوى پيغمبرى مىداشتند حكايات كسانى كه به طفيل ديگران دنبال سور و مهمانى مىرفتند چيزهايى بود كه غالبا با لطف و ظرافت خاص در مجالس عام و خاص نقل مىشد و سبب تفريح خاطرها بود ، بعضى نكته‌پردازان و ظريف‌طبعان خود ، از اين گونه حكايات مىساختند و مىآفريدند و برخى ديگر با گفتار و كردار گزنده و عبرت‌آموز خود عمدا منشأ اين گونه حكايات مىشدند . . . « 1 » »

محافل علمى و مجالس انس

سلاطين و وزيران آل بويه « دو نوع مجلس داشتند يكى مجلس بحث كه جمعى از دانشمندان و اديبان گرد مىآمدند و در حضور پادشاه يا وزير به بحثهاى گوناگون مىپرداختند ، خود پادشاه نيز در بحث وارد مىشد . در اين مجلس‌ها يك نفر به عنوان نقيت ( يا ناظم ) از طرف پادشاه معين مىشد تا ادارهء مجلس را به عهده گيرد ( مثالب الوزيرين ابو حيّان توحيدى ص 204 ) ديگر مجلس انسى كه دوستان و آشنايان براى رفع خستگى روزانه و انبساط خاطر تشكيل مىدادند . از اين قبيل مجالس نه تنها طبقات ممتاز بلكه مردم فقير و ميانه‌حال نيز استقبال مىكردند . رودكى حدود 11 قرن پيش در اشعار پراكنده‌اى كه از كليله و دمنه او به يادگار مانده است به لذت روحى مردم از اين ديدارهاى دوستانه اشاره مىكند :
هيچ شادى نيست اندر اين جهان * برتر از ديدار روى دوستان هيچ تلخى نيست بر دل تلختر * از فراق دوستان پرهنر
مجلس انس امرا به كيفيّت خاصى جريان مىيافت و تنها افراد معيّنى كه سمت منادمت پادشاه يا وزير را داشتند مىتوانستند در آنها شركت كنند . نديمان با حاضرجوابى و لطيفه‌گويى ، مجلس را گرم مىكردند . برنامه‌هاى ديگرى نيز اجرا مىشد ، از جملهء آنها نمايشهايى شبيه به خيمه‌شب‌بازى بود كه در پاره‌اى از اشعار شاعران آن زمان از قبيل متنبى و مهيار ديلمى اشاراتى به اين نوع نمايشها ديده مىشود . ديگر حركات دلقكها يا ( دلخكها ) و هنرنمائيهاى مختلف بود ( نام پاره‌اى از دلقكهاى معروف در كتب ادب و تاريخ ديده مىشود از جمله طلحة المسخره ( البصائر و الذخائر ابو حيان ، ص 236 ) و جعفرك دلقك ملكشاه سلجوقى ( ابن اثير ، ج 8 ، ص 131 ) .
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران ، پيشين ، ص 537 .