تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
« تعزيه ابتدا به منظور بيان احوال و مصائب خاندان حسين بن على ( ع ) و واقعهء غم‌انگيز كربلا برپا شد ولى پس از طى چندين قرن به تدريج ، از صورت كامل عزادارى بدرآمد و بر جنبهء تجمل و تفريحيش افزوده شد ، مخصوصا از اين جهت كه صاحبان قدرت و مكتب براى جلب توجه عموم و بالا بردن اعتبار اجتماعى و وجههء ملّى و مذهبى از يكطرف و از طرف ديگر به منظور ارضاى غرور و خودنمائى و رقابت ، يا نشان دادن امكانات مالى و تجمل و جاه و جلال و اشياء نفيس و ذخائر خانوادگى و هم‌چشمى با همقدران خود روزبه‌روز وسعت و دامنهء اين مراسم مىافزودند . . . « 1 » » چون سوگوارى و عزادارى از دوران قبل از اسلام در ايران سابقه داشته و پس از اسلام مخصوصا از قرن سوم هجرى به بعد جزو سنن مذهبى ، اجتماعى و گاه سياسى مردم اين مرزو بوم درآمده است در صفحات بعد به تفصيل از مراسم و تشريفات آن سخن خواهيم گفت .

هنرپيشگان و دلقكان در ممالك اسلامى

ما از نقشى كه هنرپيشگان و خوانندگان و نوازندگان و دلقكان و تقليدچيان در زندگى ذوقى و اجتماعى اكثريت مردم خاورميانه داشتند اطلاع دقيقى نداريم و منابع تاريخى ما در اين زمينه‌ها و در مورد تاريخ زندگى اجتماعى ايرانيان سخت نارساست ولى بدون شك قشرهاى هنرمند در دوران بعد از اسلام ، بين طبقات ممتاز و مردم ميانه‌حال مقام و موقعيّت ممتازى داشتند . به قول جرجى زيدان از دورهء بنى اميه به بعد . . . خليفه و هم‌پياله‌هايش جامهاى پىدرپى مىزدند و به ساز و آواز گوش مىدادند و براى تغيير ذائقه و تنوع ، مقلّدان و دلقكان را احضار مىكردند . اينان در پوست خرس و ميمون مىرفتند و زنگوله و زنگ و خلخال به خود مىآويختند و حركاتى مىكردند كه زن بچه مرده را به خنده مىانداختند . و پاره‌اى از خلفا در حال مستى بلاها بر سر اين دلقكان مىآوردند و آنها را تا پاى مرگ مىكشانيدند . مثلا المتوكل دلقك خود « ابو العبر » را قباى حريرى مىپوشانيد در منجنيق نهاده ميان استخر پرتاب مىكرد . . . امين هر وقت كه سرمست و بيقرار مىگشت فرياد مىزد كدامتان خر من مىشويد . نديمان با يك آهنگ فرياد مىزدند « همه خر تو هستيم » . امين هم يكى از آنان را برمىگزيد و سوارش مىشد سپس به او جايزه و انعام مىداد . در بزم ميگسارى وليد بن يزيد سخنانى گفته مىشد و كارهاى زشتى انجام مىگرفت كه ما از نوشتن آن شرم داريم . خلاصه آنكه خلفا به قدرى در شهوترانى و عياشى افراط مىكردند كه اكثر آنان پيش از رسيدن به سن پنجاه سالگى مىمردند چون طبعا عمرشان كوتاه مىشد . . . « 2 » »
هامش
( 1 ) . نقل و تلخيص از ايرانشهر جلد اول « نمايش » . ( 2 ) . جرجى زيدان ، پيشين ، ج 5 ، ص 199 .