مأمورين دولتى و سوداگران دو كشور هميشه در زمان صلح ، با كشور همسايه رفتوآمد داشتهاند ، و نيز مىتوان گفت هنرمندان ايرانى در قسمتهاى حجارى ، معمارى ، مجسمهسازى و نقاشى روى ظروف تا حدى تحت تأثير هنر يونان بودهاند . با وجود اين چطور است كه تئاتر يونان نظر ايرانيان را به خود جلب نكرده است ، با آنكه در آن دورهء هنرى ، در كشور يونان تئاتر و آثار هنرى گوناگون وجود داشته است و مخصوصا آشيل ( نويسندهء بزرگ يونان ) يك پيس به نام ايرانيان نوشته است ؛ پس به چه علت ايرانيان قديم هيچ رغبتى نسبت به اين هنر پيدا نكردهاند .
مستشرق آلمانى زاره
( Sarre )
در مقدمهء كتاب خود به نام هنر عتيق ايران مىنويسد : « وقتى يك پيس يونانى را در حضور ايرانيان نمايش دادند هيچگونه استقبال و رغبتى نسبت به آن نشان ندادند . »
از طرف ديگر گزنفن سردار يونانى ، در كتاب خود به نام بازگشت ده هزار نفر مىنويسد : در ايران ديدم عدهاى به دور چند نفر جمع بودند و آنها چيزى شبيه به تئاتر نمايش مىدادند . ممكن است مطابق گفتهء گزنفن بازيگرانى بودهاند كه براى تفريح مردم معركهگيرى مىكردهاند . اما حقيقت اين است كه در هيچيك از داستانهاى ايران قديم و همچنين در هيچيك از كتب محققين هيچگونه نشانهاى ، حاكى از وجود تئاتر در ايران قديم ديده نمىشود .
آرتور كريستنسن ، شرقشناس دانماركى كه در نتيجهء تتبع زياد كليهء بازيهاى معمول زمان ساسانيان را در يك فصل از كتاب خود به نام شاهنشاهى ساسانيان ذكر مىكند هيچ اسمى از تئاتر نمىبرد .
بدينسان مىتوانيم به اين نتيجه برسيم كه هنر تئاتر ( با وجود آنكه در جمهورى يونان به تناسب زمان به اوج تكامل رسيده بود ) در ايران باستان ، راه نيافته و ايرانيان از آن بىبهره بودهاند . . . « 1 » »
بعضى از محققين معتقدند كه پس از حملهء اسكندر به ايران ، محتملا يونانيان در شهرهاى مسكونى خود به ايجاد تماشاخانه و سيرك مبادرت كردهاند . چنان كه در دورهء اشكانيان به گفتهء پلوتارك پادشاه ارمنستان ، از ارد اوّل پادشاه اشكانى دعوت مىكند و از جمله وسايل پذيرايى در اين جشن نمايش « يكى از آثار اورپيد
Uripide
درامنويس بزرگ يونان قديم بود . در دورهء ساسانيان در رشتهء موسيقى شعر و رقص پيشرفتهائى حاصل گرديد ولى از هنر تئاتر در اين دورهء طولانى چهارصد ساله سخنى در ميان نيست . پس از ظهور اسلام نيز مدارك جالبى كه حكايت از وجود تئاتر و نمايش در ايران داشته باشد بدست نيامده است .
هامش
( 1 ) . عبد الحسين نوشين و تئاتر ايران ، پيام نو ، س اول .