تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
به طور كلى بايد توجه داشت كه در قرآن كريم مردم به توجّه و نظاره به زيباييهاى طبيعت دعوت شده‌اند ، آنجا كه مىفرمايد :
« إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ »
( سورة الصافات ، آيهء 6 ) يعنى آسمان دنيا را به زينت كواكب و ستارگان آراستيم .
« أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها »
( سوره ق ، آيه 6 ) آيا به آسمان بالاى سرشان ننگريسته‌اند كه آن را چگونه ساختيم و با زيبايى آراستيم .
« . . . حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ . . . »
( سورهء يونس ، آيهء 24 ) تا هنگامى كه زمين زيبايى خود را گرفته و آراسته به زيبايى شده - ملاحظه مىشود كه آيات قرآن زيبايى را هم در زمين و هم در آسمان مطرح نموده و دستور نظاره به آنها را صادر كرده است . . . مسلّم است كه اگر خداوند براى انسان غريزهء زيباجويى و زيبايابى را نداده بود ، دستور توجه به زيبايى را نمىداد . . . اگر جهان هستى از نمود زيبايى خالى بود نيمى از دريافتهاى مفيد انسانها معدوم مىگشت . « 1 » » ايرانيان از آغاز قرن چهارم هجرى براى آنكه زيبايى و ارزش اجتماعى قيام حسينى را عليه مظالم بنى اميه آشكار كنند بطرزى هنرمندانه به اقامهء مراسم تعزيهء سيّد الشهدا همت گماشتند . بنا به روايت ابن كثير شامى در احسن القصص ، معز الدوله در سال 352 ه . يعنى در حدود هزار سال پيش دستور مىدهد كه در دههء اول محرّم پيشه‌وران و كسبه دكانهاى خود را ببندند و مردم لباس عزا به تن كنند و بر تعزيهء سيد الشهدا قيام و اقدام نمايند و اين كار بىسابقه قرنها كم‌وبيش در ممالك اسلامى بين اهل تشيع معمول بود . راجع به تعزيه در ايران ، و خصوصيات آن محققين و سياحان خارجى تحقيقات و مطالعاتى كرده‌اند . از جمله كنت دوگوبينو در مقام مقايسهء تعزيه‌هاى شرقى با تئاترهاى كلاسيك اروپا برآمده و تعزيه‌نامهء حضرت قاسم را به زبان فرانسه ترجمه كرده است . مراسم عزادارى كه از اواسط قرن چهاردهم هجرى براى بهره‌بردارى سياسى و مبارزه با خلفاى عباسى و تأمين استقلال ايران به تشويق آل بويه در ايران شايع گرديده بود پس از چند قرن در دوران سلطنت صفويه بار ديگر براى برافراشتن پرچم تشيّع و مبارزه با توسعه‌طلبى عثمانيها به اوج كمال رسيد و مردم هر كوىوبرزن در نيمهء اول محرم به روضه‌خوانى و تعزيه‌دارى مشغول مىشدند ، در همين دوره در نتيجهء استقبال مردم ، عده‌اى چون كاشفى به تأليف كتاب روضة الشهدا اقدام كرد و شرح فاجعهء كربلا را به رشتهء تحرير كشيد و عده‌اى درصدد برآمدند كه صحنهء مبارزات كربلا را عينا در برابر مردم مجسم سازند و بتدريج سينه زدن ، زنجير زدن ، قمه زدن و نوحه‌سرايى مخصوصا در ايام محرّم رواج فراوان يافت .
هامش
( 1 ) . استاد محمد تقى جعفرى : فلسفهء هنر از ديدگاه اسلام ، انتشارات نور ، ص 38 و 39 .