محمد شاه قاجار براى يكى از فرزندان فتحعليشاه سه شبانهروز جشن عظيم برپا ساختند و قاآنى قصيدهء مفصّلى گفت كه دو بيت آن را مىآوريم :
اين چه جشن است ، كزو جان جهان در طرب است * همه افلاك از آن غرق سرور و عجب است
چرخ در رقص و زمين سرخوش و گيتى سرمست * راستپرسى ، طرب اندر طرب اندر طرب است » « 1 »
در ميلاد سلاطين نيز گاه مراسم جشن و شادمانى برپا مىكردند ، چنان كه در عهد مظفر الدين شاه در باب همايون چراغان كردند و آذين بستند و آتشبازى نمودند . مطربان ترانه ساختند ، تمام شهر از ارك و ميدان توپخانه و سبزهميدان و تمام بازار و كاروانسراها و مغازهها و دكاكين كسبه ، قناديل نور و جارهاى بلور افروخته شد . پاسى از شب گذشته امين الدّوله وزير اعظم از طرف شاه از مردم سپاسگزارى كرد . « 2 » »
در عيد ميلاد حضرت رسول ( ص ) و حضرت امير ( ع ) نيز مردم و دولت در چراغانى و جشن مذهبى شركت مىجستند ، مخصوصا مردم با ميل و رغبت دكاكين را آذين بسته و چراغانى مىكردند و در مقابل سردر شمس العماره آتشبازى مفصّلى صورت مىگرفت .
ديگر از تفريحات عمومى شركت در مسابقات اسبدوانى دوشانتپه بود كه معمولا در بهار صورت مىگرفت . اسبها ، پس از چهارماه تربيت بايد شش دور گرد ميدان به جولان آيند و حدود سه فرسخ بدوند ، از اسبان ، هر كدام جلو مىافتاد بيرقى را كه پاى آن كيسهء پولى بود برمىداشت به وسيلهء مشير الملك وزير لشكر به شاه معرفى مىشد - در اطراف ميدان ، خيام و چادرهاى بزرگى برپا كرده بودند و رجال و نمايندگان سياسى كشورهاى خارج هريك در جايگاه خود قرار مىگرفتند پس از پايان مسابقه رژه ( دفيله ) افواج پياده و سوار آغاز مىشد و امتحان تيراندازى به عمل مىآمد و اغلب تيرها به نشانه اصابت مىكرد . در همين روز عدهاى از رجال و افراد عادى كه در اسبدوانى مهارت داشتند در مسابقه شركت مىكردند و چند دور گرد ميدان مىدويدند ، هركس پرچم اوّل ، دوم ، سوم و چهارم را به دست مىآورد مبلغى جايزه مىگرفت . نظر دولت و مردم اين بود كه با اينگونه مسابقات به تربيت چابكسواران و جلادت و چالاكى آنان بيفزايند و سنّت ديرين « سبق ورمايه » را احياء كنند به ديگر برندگان اسبهاى ممتاز و مبلغى پول و پيشكش اهدا مىكردند . « 3 » »
اعياد مذهبى
پس از گرويدن ايرانيان به آيين اسلام ، مردم به ياد حوادث تاريخى يا براساس سنن و مقررات مذهبى پارهاى ايام را جشن مىگيرند . اعياد مذكور ، بعضى اسلامى يعنى متعلق به
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 111 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 149 .
( 3 ) . همان كتاب ، ص 176 به بعد .