نظريات اعتماد السلطنه پيرامون سلام نوروزى در عهد ناصر الدين شاه
اعتماد السلطنه در گوشه و كنار كتاب خود ، با دلى پرخون از وضع نابسامان مملكت و عقبماندگى و فساد دايم التزايد كشور و تنبلى و تنآسانى شاه و حمايت او از عناصر فاسد و منحرف در موارد مختلف سخن مىگويد از جمله در 11 جمادى الاول 1300 هجرى مىنويسد : شاه « . . . بعد از پوشيدن لباس و جقه سر گذاشتن و شمشير حمايل كردن به طرف اتاق موزه رفتند . سلام امسال از پارسال بىعظمتر بود ، باز پارسال وليعهد بود ، ظل السلطان حاضر بود ، چند نفر از شاهزادههاى پير بودند . امسال ظل السلطان تمارض كرد نيامد ، به جاى حسام السلطنهء پير ، حسام السلطنهء جوان شمشير آويخته بود . به جاى نصرت الدولهء هفتاد ساله ، نصرت الدوله شانزده ساله بود . دولت ما جوان نشده بچه و طفل شده ، از وزير گرفته الى تمام رؤساى ادارات . . . » چند صفحه بعد اعتماد السلطنه مىنويسد كه « ناصر الدين شاه روزى خود تفصيل سلام نوروزى را در عهد محمد شاه بيان مىكرد و مىگفت : شاه را با لباس نوروزى پشت پرده نگاه مىداشتند ، يك دفعه پرده را بلند مىكردند ، مردم تعظيم مىكردند . سلام آن وقت خيلى باشكوه بود چرا كه شاهزادهها و امراى آنوقت خيلى معتبر بودند . خواستم عرض كنم قربانت شوم محمد شاه كه از آسمان اجزاء معتبر نياورده بود ، خودش تربيت كرده بود . شما به مليجك و امثال او ميل كردهايد . . . « 1 » »
اعتماد السلطنه در سال 1311 در دفتر خاطرات مىنويسد « . . . مجلس تحويل امسال از سال گذشته پرجمعيتتر و بىنظمتر بود مثلا در جرگهء علماء شيخ شيپور دلقك و سيد بورانى ملقك جلوس نموده بودند ، در جرگهء شاهزادگان بچههاى چهار پنج ساله بيشتر از سيصد نفر ديده مىشدند ، در جرگهء امراء و وزراء و نواب ، دهباشيان فراشخانه و عملهء كارخانه و جلوداران اصطبل بودند و قس عليهذا هزار و دويست ، سيصد نفر دعوت شده بودند و از قرار مذكور زياده از دو هزار نفر بودند . . . گداها از سيد و غيره دم پلهء موزه كه سلام و تحويل آنجا واقع بود ، ايستاده يقهء مردم را گرفته عيدى مىخواستند و كفشدارهاى سلطنتى دويست سيصد زوج كفش كهنه از خارج آورده بودند ، كفشهاى نو مردم را مىدزديدند تا شخص مستأصل شده مبلغى به آنها مىداد و كفش نو از آنها گرفته مىپوشيد ، هيهات هيهات . . . « 2 » »
غير از اعتماد السلطنه كلنل كاساكوفسكى نيز در خاطرات خود از سلام عيد نوروز سال 1275 هجرى شمسى ياد مىكند و مىنويسد : « . . . ارتشيان در لباس فرم سفيد اتريشى و اعيان در جبّههاى اعطائى شاه با تكمههاى برليانت شركت مىكردند . . . سلام در تالار بزرگ موزه برقرار مىگرديد ، پايين تخت سلطنتى . در طرفين ، روحانيان و سادات قرار گرفته بودند ،
هامش
( 1 ) . اعتماد السلطنه : روزنامهء خاطرات ، ص 223 ، 225 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 945 .