تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
در غير اين صورت حيوان بيچاره قبل از موعد قربانى در زير شكنجهء ناشى از اين عمل از بين مىرود . اين جريان سه روز به طول مىانجامد و سپس در روز عيد ، صبح خيلى زود يعنى قبل از سرزدن آفتاب بعد از نماز صبحگاهى تمام سران و بزرگان حتى خود شاه در هرجا كه هست با جمع كثيرى از مردم هر طبقه و دسته ، جمعى سوار ، و جمعى پياده در محلى خارج از شهر با سلام و صلوات و سروصدا ، جمع مىشوند در آنجا حلقهء بزرگى از تماشاچيان تشكيل مىشود . . . چون در مشرق‌زمين پنجرهء رو به خيابان وجود ندارد ، مردم از بالاى در خانه و دكانها و ديوار باغها منظرهء گذشتن شتر را تماشا مىكنند . در جلو ، يكنفر نيزه‌اى را حمل مىكند كه داراى نوك تيز و درخشانى است و بعدا براى كشتن حيوان مورد استفاده قرار خواهد گرفت . . . از محلّه‌هاى مختلف عده‌اى با اسب و عده‌اى پياده و همه چماق به دست در آنجا حضور دارند تا پس از انجام قربانى بلافاصله با قلدرى و قطعهء بزرگى از لاشه را طبق آداب و رسوم به محلهء خود ببرند . . . گوشت حيوان بين مردم شهر و محلّات اطراف تقسيم مىشد . . . « 1 » » در اواخر دورهء صفويه مراسم شتر قربانى مانند ديگر شؤون اجتماعى و مذهبى ارزش ديرين خود را از دست داده بود .

مراسم شتر قربانى در اواخر عهد صفويه

كاررى نيز در سفرنامهء خود آيين شتر قربانى را چنين وصف مىكند : « روز بعد سواره عازم تماشاى ذبح قربانى شدم ، مردم در جلو در داروغه‌خانه گرد آمدند شتر نحيفى با گردن كج به انتظار مرگ ايستاده بود . داروغه آمد و با دو تن سلّاخ پيشاپيش به راه افتادند ، شتر و مردم نيز دنبال آنان را گرفتند . به دروازهء شيراز رسيدند . . . دست و پاى شتر را بستند ، داروغه كه كلاه صفوى بر سر داشت - يعنى كلاهى استوانه‌اى با پرى در بالا و نوارهاى سفيدى در پايين كه تا شانه‌هاى داروغه آويزان بود - با زوبينى ، زخمى به شتر زد فورا مأموران كشتار ريسمان را كشيدند و دو سلّاخ به جان شتر بيچاره افتادند و سر از تنش برگرفتند ، سرش را پيش شاه بردند و صله گرفتند ، دست و پاها ، نيز هريك به خانهء بزرگى جهت دريافت انعام فرستاده شد ، گوشت حيوان نيز به فقرا واگذار گرديد و در اندك مدت نشانى از آن نماند ، چند روز قبل از عيد قربانى ، شتر آراسته‌اى را با زين مزيّن در شهر گردانيدند . روى شتر سه بچه سوار بود عده‌اى بيكار نيز از پس و پيش ، حيوان را همراهى مىكردند كه بعضى نيزه و برخى تبر يا ساطورى در دست داشتند . به اين ترتيب شتر را چند روز متوالى در تمام محله‌ها و خانه‌ها گردانيدند و نذر و صدقهء زيادى جمع‌آورى كردند . ايرانيها هر سال در همان روز اين تشريفات را انجام مىدهند .
هامش
( 1 ) . سفرنامهء پيترو دولاواله ، پيشين ، ص 111 .