تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
اين مراسم بخاطر يادآورى زمانى است كه حضرت ابراهيم مىخواست پسر خود اسماعيل را در راه خدا قربانى كند . . . ايرانيها در اين روز علاقه دارند از گوشت قربانى بخورند ، هركس امكان مالى داشته باشد در اين روز گوسفند پاره‌اى را ذبح مىكند و از گوشت آن هم خود سهمى برمىگيرد و هم به ديگران مخصوصا فقرا سهمى مىدهد . بعضى از اشخاص فقير دست‌كم مرغى مىكشند . . . « 1 » » اعياد ملى و مذهبى مخصوصا در ايام صلح و آرامش مورد توجه مردم و زمامداران بود . احمد امين كه در اواخر سلطنت ناصر الدين شاه به ايران آمده است پيرامون اعياد و ايام شادمانى ايرانيان مىنويسد كه « نوروز سلطانى ، مولود پيغمبر ، غدير خم ، عيد فطر و عيد قربان ايام مخصوص مسرت و شادمانى است . جشن نوروز 8 روز دوام دارد و در خلال آن مغازه و بازارها بسته است ، مردم به يكديگر تبريك مىگويند . شاه با البسهء فاخر از سفراى خارجى و وزرا ، در سالن موزهء شاهى پذيرايى مىكند . شاه با سفير عثمانى به تركى و با ساير سفرا به وسيلهء مترجمين به مذاكره مىپردازد ، بعد در تخت مرمر جلوس مىكند . در اين هنگام دربارهء شكار يا سياحت شاهانه حكايتى نقل مىشود ، بعد حقه‌بازان و بازيگران شروع به عمليات مىكنند و شب‌نشينى آغاز مىگردد ، نمايش فيلها شروع مىشود و از طرف شاه سكه‌هاى پول به اطراف پاشيده مىشود . در ساير اعياد نظير مولود پيغمبر ، عيد فطر و عيد اضحى نيز با حضور سفراى خارجى مراسمى انجام مىشود . . « 2 » » زيارت اهل قبور با اينكه در آغاز اسلام معمول نبود از دورهء آل بويه به بعد رواج گرفت . زيارت اماكن متبركه ، براى مردم ، قطع نظر از ريشهء مذهبى و سياسى جنبهء تفريحى و جهانگردى نيز داشت و گاه‌وبيگاه طبقات مرفّه و متعيّن بار سفر مىبستند و به يكى از مراقد مذهبى روى مىآوردند . در عهد صفويه در نتيجهء رواج مذهب تشيع و رسمى شدن آن ، بيش از پيش متموّلين به زيارت تربت پيشوايان مذهبى رغبت نشان مىدادند ، چنان كه شاه عباس يك بار پاى پياده به مشهد رفت . ولى زيارت شاه سلطان حسين از اماكن مذهبى مانند ساير كارهاى او غيرعادى ، جنون‌آميز و حيرت‌انگيز است . وى در « بيست و هشتم ماه اوت 1706 با حرمسرا و جمعى از اعيان و اشراف و درباريان و نگهبانان خود كه شمارهء آنها در حدود شصت هزار تن بود ، اصفهان را به منظور زيارت مرقد حضرت معصومه و آرامگاه پادشاهان صفوى در قم ترك كرد . مىگويند ملتزمان ركاب پادشاه آن‌قدر زياد بودند كه وقتى متوقف مىشدند خيمه و
هامش
( 1 ) . سفرنامهء كاررى ، ص 94 به بعد . ( 2 ) . بررسيهاى تاريخى ، سال نهم ، شمارهء 4 ، ص 90 ، ترجمهء محمود غروى .