تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
عرض مىكرد ، در مدت سلام 110 تير توپ مىانداختند . . . بعضى شاهزادگان در تالار مرمر ، مىايستادند و بعضى اثاثهء سلطنتى در دست داشتند . از لوازم قليان مرصّع بود كه پيشخدمت‌باشى خصوصى مقابل شاه روى تخت مىگذاشت و نىپيچ را بدست شاه مىداد . خطيب الممالك خطبه مىخواند ، از شعرا قصيده به عرض مىرساندند . . . سلام تحويل در عمارت سلطنتى منعقد مىشد ، عدهء مدعوين به 700 هشتصد مىرسيد ، مطابق صورت براى همهء طبقات عيدى مقرر بود و باز تا روز دوازدهم عيد به ترتيب از همهء طبقات شرفياب مىشدند و عيدى به آنها مرحمت مىشد . جلو تخت طاووس مسندى مرواريددوزى مىافكندند و چند متكاى مرواريددوزى شده مىنهادند ، شاه به احترام علما ، روى زمين يا كرسى كم‌خيزى مىنشست . . . يك نفر از علما با زعفران و گلاب دعاى تحويل مىنوشت كه در كاسهء آب مىانداختند و پس از تحويل ، شاه قدرى از آب مىآشاميد . منشى الممالك قوانين مستمرىها و انعامات نوروزى را كه قبلا تنظيم يافته بود به مهر مىرسانيد . علما بعضى طرف راست بعضى طرف چپ ، وليعهد دست راست ، ظل السلطان دست چپ ، بعد شاهزادگان ، وزرا و امرا . . . مقارن ساعت تحويل منجم‌باشى به حضور آمده اعلام مىكرد بىدرنگ شروع به نواختن موزيك و انداختن توپ مىشد ، علما مىرفتند . خوان‌سالار ، دو مجموعه پر از شاهى سفيد و مسكوكات طلا پيش مىآورد ، شاه چند دانه برمىداشت ، خوانسالار پس از آن مجموعه‌ها را برده از دو طرف به حاضرين مشتى دستلاف مىدادند . عيدى علما را شاه به دست خود داده بود ، علما كه مىرفتند شاه روى صندلى جلوس مىنمود طبقات مرتب مىآمدند و عيدى مىگرفتند و مرخص مىشدند عصر عيد ، سلام نظامى در بالاخانهء ميدان ارك منعقد مىشد ، پهلوانها و بازيگرها مشغول كشتى و بازى بودند و از براى عامه تفريحى بود . عيدى كه شاه به دست خودش مىداد مشتى شاهى سفيد و كيسه‌هاى شاهى كه چند سكه طلا هم داشت ، اشرفى ، پنجهزارى ، و دو هزارى بود ، هرچه بر عده افزوده شد ، از سكه طلا كاست . . . در اوايل سلطنت ناصر الدين شاه اشرفى را در بازار نه هزار و دهشاهى خرد مىكردند .

عيد قربان

عيد قربان هم براى اهل شهر تفريحى بود . از طرف شاه غير از صد گوسفند كه تقسيم مىشد ، من‌جمله هفت هشت گوسفند براى پدرم ( پدر حاج مخبر السلطنهء هدايت ) مىآوردند ، شترى را تزيين كرده با دم و دستگاه موزيك و عمليات مخصوصى به ميدان نگارستان مىآوردند و نحر مىكردند و هر قطعهء آن مخصوص صنفى بود ، مباشرين خلعت و انعام داشتند ، رسومات خوبى بود همه را تمدن از بين برد . . .