تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
بازى و شادمانى حاضر مىشوند . و آوازخوانان هنرمند ، از زن و مرد در كنار رود و كاخها به مجالس ايشان نشاط و سرور خاصى مىبخشند ، مردم در پشت بامها و سراسر بازارها به عيش و نوش و شيرينى خوردن سرگرم مىشوند و شب را به روز مىپيوندند و آرام نمىگيرند و كسى ايشان را بازنمىارد زيرا فرمانروايانشان آنان را در اين كار آزاد گذاشته‌اند و با گذشت سالها عادت شده است و گفته‌اند كه مخارج آن در اين بازار هنگام حلول خورشيد در برج حمل به دويست هزار درهم مىرسد و اين علاوه بر ميوه‌هاى خوب و لذيذ و خوراكهاى عالى و آشاميدنيهاست كه در ارزانى و فراوانى رايگان گونه است زيرا انگور به من ايشان كه چهارصد درهم است هر صد من پنج درهم قيمت دارد و شيره اين صد من كه هفتاد من مىشود با 5 درهم بدست مىآيد . . . « 1 » » بعضى از شخصيتها از ديرباز به مناسبت روز تولد خود جشن و سرور برپا مىكردند .

جشن تولد عضد الدوله

عضد الدوله نزديك هزار سال پيش ، روز تولد خود را از روى تاريخ شمسى هر سال جشن مىگرفت . يك ساعت قبل از لحظهء تولد در مجلس ، انواع ميوه و گل وجود داشت و ظروف همه از طلا و نقره بود ، منجم تحويل سال نو را تهنيت مىگفت و خوانندگان و نوازندگان و نديمان هريك در جاى خود قرار مىگرفتند ، رجال و عمال دولت و وجوه اهل شهر براى عرض تبريك مىآمدند و شاعران اشعارى كه به اين مناسبت گفته بودند مىخواندند . . . « 2 » » شك نيست كه پس از حملهء خانمانسوز مغول و شكستهاى مادى و معنوى كه از اين رهگذر نصيب مردم ايران گرديد ، امور تفريحى و ذوقى رو به نقصان و فراموشى نهاد ، اكثريت مردم در دوران حكومت مغول ، ايلخانيان و تيموريان ، در آرزوى امنيت اجتماعى و اقتصادى بسر مىبردند ، چه ، هر آن ممكن بود سلطان يا فرمانرواى زورمند قهّارى مال و جان و ناموس مردم را مورد تعدّى و تجاوز قرار دهد . طبيعى است در چنين شرايطى كمتر مردم در مقام برگزارى مراسم جشن و سرور برمىآمدند ولى از دورهء صفويه به بعد از بركت امنيت و آرامش نسبى ، بار ديگر آداب و رسوم كهن كمابيش احياء گرديد . در دورهء صفويه نه تنها مردم كوىوبرزن ، بلكه شهرياران و امرا ، براى تثبيت موقعيت سياسى ايران در مقابل عثمانيها بيش از پيش در راه اقامه و احياى مراسم كهن ، ابراز علاقه و صرف وقت مىكردند .

جشن آب‌پاشان

به قول نويسندهء عالم‌آرا ، مردم گيلان نيز اين جشن را عزيز مىداشتند يعنى « . . . بعد از
هامش
( 1 ) . ابن حوقل : سفرنامه ، ترجمهء جعفر شعار ، ص 107 . ( 2 ) . معجم الادباء ، ج 6 ، ص 258 .