تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥

آتش‌افروز

« در دههء آخر سال در نقاط مختلف ايران دسته‌هايى در شهر راه مىافتند كه يكى از افراد آنها آتش‌افروز است اين شخص با آتش ، بازيها مىكند ، از جمله نفت در دهان مىكند و به مشعلى كه در دست دارد مىدمد و شعله‌هاى آتش در هوا ايجاد مىكند يا اينكه مشعل را در دهان خود مىبرد و لبها را مىبندد و آن را خاموش مىكند . بقيهء افراد دسته نيز دست و صورت و گردن خود را سياه مىكنند و مقدارى خمير به سر مىگيرند و روى آن كهنه و پنبهء آغشته به نفت مىگذارند و آتش مىزنند و هريك مشعلى به دست مىگيرند و به نواى ساز و دايره و دنبك اشعارى به اين مضمون مىخوانند : « آتش‌افروز حقيرم ، سالى يك روز فقيرم » ، يا « حاجى فيروزه سالى يك روزه » و از رهگذران پول مىگيرند . . . « 1 » »

تفريحات نوروزى

« مافروخى دربارهء علت احداث سوق الامير گفته است : عضد الدوله هنگام كودكى در اصفهان همه ساله مىديد كه مردم اصفهان در ايام عيد نوروز از خرد و كلان ، زن و مرد با اثاثه و وسايل در دروازهء خور بازار جرين گرد مىآيند و يكى دو ماه با خوشى و نشاط كامل و انواع تفريحات و شادكاميها بسر مىبرند و بازارهاى گوناگون ( و شايد نمايشگاهها ) توأم با سرور و شادى به پا مىسازند . عضد الدوله را اين نشاط و پايكوبى مردم ، در ايام نوروز بسيار خوش مىآمد ، چون به پادشاهى فارس رسيد با خاطره‌اى كه از نوروز اصفهان داشت ، دستور داد چنان محلى در شيراز ايجاد كنند تا مردم شيراز و نواحى در ايّام نوروز همان مراسم معمول در اصفهان را در آنجا به پا دارند . . . « 2 » » به اين مناسبت سوق الامير با كيفيتى كه ذكر شد به وجود آمد ، ابن حوقل مدت بازار اصفهان و عيش و سرور مردم را در عيد نوروز هفت روز نوشته است . . . « 3 » » راجع به جشن نوروزى و مراسم آن نه تنها شعرا و نويسندگان عصر سامانيان و غزنويان مطالب بسيار گفته و نوشته‌اند ، بلكه در آثار ديگر شعرا ، تا عصر حاضر نيز اشاراتى به اين عيد و مراسم آن شده است : حافظ نيز در يكى از غزلهاى معروف خود ، به نسيم بهارى و دولت ناپايدار مير نوروزى اشاره مىكند .
ز كوى يار مىآيد نسيم باد نوروزى * ازين باد ار مدد خواهى چراغ دل برافروزى سخن در پرده مىگويم ، چو گل از غنچه بيرون آى * كه بيش از پنج روزى نيست حكم مير نوروزى
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، ص 49 . ( 2 ) . مافروخى : محاسن اصفهان ، ص 93 . ( 3 ) . ابن حوقل : صورة الارض ، ص 310 به نقل از شاهنشاهى عضد الدوله ، ص 138 .