تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
خودكامه ، از علما و ارباب اطلاع مىخواهد كه او را هدايت كنند تا راه خطا نرود ، و در پناه حمايت مردم دوران پادشاهى او دوام يابد ) .

وصف نوروز در تاريخ گرديزى

« اين روز را نوروز گويند زيرا كه سر سال باشد و شب با روز برابر شود ، و سايه‌ها از ديوارها بگذرد و آفتاب از روزنها افتد و رسم مغان اندر روزگار پادشاهى ايشان چنان بودى كه خراجها اندرين روز افتتاح كردندى . . . » ( از زين الاخبار گرديزى ) . نوروز نخستين روز است از فروردين‌ماه و از اينجهت « روز نو » نام كردند زيراك پيشانى سال نوست و آنچه از پس اوست ، ازين پنج روز ، همه جشنهاست و ششم فروردين‌ماه نوروز بزرگ دارند . . . و اعتقاد پارسيان اندر نوروز نخستين ، آنست كه اول روزى است از زمانه كه بدور فلك آغاز به گشتن . . . » ( از كتاب التفهيم بيرونى ) .

چهارشنبه‌سورى

جشن معروف ايرانى است ، كه هر سال شمسى در شب آخرين چهارشنبهء ماه اسفند « اسفندارمز » مىگيرند و مطابق رسوم قديم ، در اين جشن آتش مىافروزند و از آن مىجهند . چنان كه از تاريخ بخارا برمىآيد در زمان ساسانيان اين جشن را به نام « سورى » مىگرفتند و يك بار به موجب همان كتاب ، از آتشى عظيم كه در اين جشن افروخته بودند پاره‌اى آتش بجست و سراى پادشاه را بسوخت ، در هنگام جشن خطاب بر آتش مىگويند : سرخى و گرمى تو از من - زردى و رنجورى من از تو . . . « 1 » مراسم جشن نوروزى نه تنها در ايران ، بلكه در هندوستان در دوران قدرت بابريان معمول بود بطوريكه از نوشتهء « گلبدن » برمىآيد آداب جشن نوروزى مخصوصا در عصر جهانگير و شاه جهان بسيار مورد توجه بود . وى دربارهء مراسم نوروز و هفتهء نوروز چنين مىنويسد : « . . . و بعد از نوروز ، هفت يا ده روز همايونى ( شادى ) مىكردند و لباسهاى سبز مىپوشيدند و بر كوهها برآيند و در يك نوروز بر كوه هفت داوران برآمدند . . . « 2 » » مراسم جشن نوروزى امروز نيز در بين خانواده‌ها ، كم يا زياد عملى و اجرا مىشود . ديد و بازديد عيد از اول تا 13 فروردين‌ماه ادامه دارد و وسيلهء خوبى است براى تجديد ديدار و آشنا شدن با وضع عمومى بستگان و دوستان نزديك . منوچهرى در وصف نوروز مىگويد :
نوروز روزگار نشاط است و خرمى * پوشيده ابر دشت به ديباى ارمنى
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، ص 811 . ( 2 ) . گلبدن بانو ، و كتابش همايون‌نامه ، مقالهء مهدى غروى در مجلهء هنر و مردم ، ارديبهشت 49 ، ص 37 .