ناراحتى كردهاند و اين معنى از مطالعه آثار تاريخى و سفرنامههاى مردانى چون سرجان مالكم و سولتيكف و جز اينها به خوبى استنباط مىشود ! ! !
*
اعياد و جشنهاى همگانى در ايران
عيد نوروز
شركت در اعياد و جشنهاى ملى و همگانى از ديرباز موجب مسرّت مردم بخصوص كودكان و نوجوانان بود و يكى از تفريحات و دلخوشيهاى مردم بشمار مىرفت .
مراسم جشن نوروز جمشيدى يا نوروز بزرگ از آغاز فروردينماه شروع مىشود ، وضع ، و انتخاب اين روز را به جمشيد نسبت مىدهند . فردوسى مىفرمايد :
جهان انجمن شد بر تخت او * فروماند از فرّهء بخت او
به جمشيد بر ، گوهر افشاندند * مر آن روز را ، روز نو خواندند
جشن نوروز پس از اسلام نيز همچنان باقى ماند ، منتها بعضى از رسوم و آداب اين جشن و جشن مهرگان ( مهرجان ) در طى قرون فراموش شد يا كمابيش تغيير كرد ، آنچه از مراسم اين جشن هنوز باقيست عبارتست از سبز كردن بعضى نباتات نظير گندم و عدس پيش از عيد ، و نگاهداشتن آنها ، تا روز 13 - تهيهء سفرهء هفتسين ( سركه ، سيب ، سبزى ، سنجد ، سماق ، سير و غيره ) و هفت ميم ( ميوه ، مرغ ، ماهى ، ماست ، ميگو ، مى و مويز ) و خوانچههاى شيرينى و ميوهجات و غيره . راجع به نوروز و تاريخ پيدايش آن غير از فردوسى ، ابو ريحان بيرونى و طبرى و ابو على بلعمى ( در ترجمهء تاريخ طبرى به فارسى ) و ديگر مورخان و محققان مطالب بسيار نوشتهاند . از جمله ابو ريحان در كتاب التفهيم در وصف نوروز مىگويد « نوروز نخستين روز است از فروردينماه و از اين جهت روز نو نام كردهاند زيراك پيشانى سال نوست . »
بلعمى در ترجمهء تاريخ طبرى از ارزش سياسى و قضائى نوروز سخن مىگويد و مىنويسد : كه شهريار در اين روز « . . . علما گرد كرد و از ايشان پرسيد ، چيست كه اين پادشاهى بر من باقى و پاينده دارد ؟ گفتند داد كردن و در ميان خلق نيكى ، پس او داد بگسترد و علما را بفرمود كه روز مظالم من بنشينم شما نزد من آئيد تا هرچه رود داد باشد مرا بنمايند تا من آن كنم و نخستين روز به مظالم بنشست روز هرمز بود از ماه فروردين پس آن روز را نوروز نام كرد تا اكنون سنّت گشت . . . ( اين نخستين نداى ضعيف دادخواهى و دموكراسى است كه به قول بلعمى در عهد باستان بر زبان جمشيد جارى شده است ، وى بر خلاف شهرياران مستبد و