و مجمعهاى پرنقش و نگار و جلايافتهاى را بر روى چيتها نهادند . در هر مجمع سه سينى گرد بزرگ مسى گذاشتند ، در سينى اوّل سه نوع پلو با گوشت و سبزى وجود داشت ، در سينى دوم سه نوع گوناگون كباب و گوشتهاى سرخشده و در سينى سوم سه نوع نوشابه و در دو سينى اول نعلبكيهاى كوچك شامل انواع ادويه ، چاشنى ، نمك و فلفل بود . براى من به جاى سينى مسى سينى نقره تعيين شده بود . در اين گونه مهمانيها بعد از آنكه آفتابه و لگن را براى شستشوى دست چرخاندند ميزبان با اداى « بسم الله » شروع غذا را اعلام مىكند و هنگامى كه متوجه شد كه مهمانها دست از غذا كشيدهاند با اداى كلمهء خدايا « زياد كن » علامت برچيدن سفره را به پيشخدمتها ، مىدهد . و بلافاصله الحمد لله مىگويد سپس براى هر ميهمان آب داغ و صابون مىآورند و بار ديگر قليانها را پيش مىآورند . . . « 1 » »
جونز ، در جاى ديگر از اين كتاب از مجلس مهمانى ديگرى كه ميرزا حسين براى او ترتيب داده بود ياد مىكند و مىنويسد : « در پايين اتاق سه چهار نفر از خوشصداترين آوازخوانهاى شيراز ، و مشهورترين نوازندگان كمانچه ، جاى گرفته بودند پيش از آنكه شام را بچينند از خوانندگان خواسته مىشد غزلياتى از حافظ و يا شعرى چند از اشعار خود ميرزا حسين به آواز ، با همراهى ساز بخوانند . سفرهء شام هميشه عالى بود و در حدود ساعت 9 پهن مىشد ميرزا حسين از لذت بردن مهمانانش بيش از هر چيز ديگر لذت مىبرد . وقتى سفره را برمىچيدند اتاق را عطرآگين مىكردند و بار ديگر قليان مىآوردند سپس نقّال ميرزا كه صداى فوق العادهاى داشت پيش مىآمد و قطعاتى از شاهنامه و يا متون تاريخى فارسى و عرب از بر مىخواند تا اينكه ميرزا با اداى « بارك اللّه » به نقال اشارهء مرخص شدن و به ميهمانان علامت رفتن مىداد مگر آنان كه مىخواستند در موضوعات حكومتى بطور خصوصى با او مذاكره كنند ، زيرا ميرزا حسين هميشه در اين ساعات وقت ملاقات اختصاصى براى خواستاران تعيين مىنمود . يكى دو بار هم بعد از شام فرزندان ميرزا بزرگ را به مجلس آوردند تا براى سرگرم كردن ميهمانان به مشاعره بپردازند ، مقدار ابياتى كه اين كودكان از برداشتند به نظر من سخت حيرتانگيز آمد . . .
شام بدينسان گذشت و يكى از باشكوهترين شامهايى بود كه من تا آن روز در تمام طول اقامتم در ايران خورده بودم . وقتى كه بساط شام را برچيدند ، بار ديگر اتاق را با عطر عود آكندند و براى هر ميهمان شيشههاى كوچك گلاب آوردند تا بدلخواه مصرف كند . . . « 2 » »
آداب پذيرايى از شاه
در كتاب حاجى باباى اصفهانى با بيانى شيرين و طنزآميز كيفيت پذيرايى بسيار مفصّل
هامش
( 1 ) . هارفورد جونز : آخرين روزهاى لطفعليخان ، ترجمهء هما ناطق و جان گرنى ص 20 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 33 .