كاروانسراهاى شهر شيراز را به زينت و زيورها آراستند و چراغان نمودند و شب و روز بادهكشان به بادهكشى و رامشگران به رامشگرى مشغول بودند . . . « 2 » »
يكى از تفريحات مردم ، شركت در جشن عروسى و مباركباد جلوس پادشاهان جديد بر اريكهء سلطنت بود . به حكايت رستم التواريخ پس از آنكه عليمردانخان به پادشاهى رسيد ، ايلچيانى از مردم سند و هند و فرنگ به مباركباد و تهنيت او آمدند و « اهل اصفهان به مناسبت ورودش . . . بازارها را در هفت روز و 7 شب زينت و آيين بستند و اشياء نفسيهء غريبه و عجيبهء چند از جبّاخانه و عجايب خانهء ملوك صفويه بيرون آوردند و به سه چهارسوى بازار سلطانى نهادند كه از تماشا و تفرج آنها عقلا و عرفا . . . محو و مات گرديدند و بازارها و دكاكين را از افروختن چراغان بسيار و شعلها و شمعهاى بيشمار مانند سپهر لاجوردى چراغستان نمودند و در همه جا ، بزم طرب آراسته و دف و نقاره و عود و رود و چنگ و رباب و بربط و سرور و ناى و نى ، چار تار و تنبور و سنطور و موسيقار با آهنگ و نوا ، دوستان و ارباب وجد و رقص و لهو و لعب و مطربان خوشآواز زهرهجبين را بيهوش نمودند . . . « 1 » »
همچنين پس از آنكه عليمراد خان دختر هدايت الله خان را به زنى اختيار كرد ، در شهر اصفهان كه پايتخت بود « سور پادشاهانه برپا نمودند و بازارها و دكانها را به زينتها و زيورها و پيرايهها و نقش و نگارها آراستند و با افروختن مصابيح و مشاعل شبها چون روز روشن . . . و خوشتر از گلشن بودند ، مطربان شورانگيز به نواختن دف و نقاره . . . و چنگ و چغانه به الحان خوش و رقص دلكش زهره ، صفنشينان محفل عيش و بزم طرب را در خواب انداختند و از فرط نقل و حلوا ، دكانهاى قنارى مانند خانهء فقرا . . . خالى و از وفور ناز و نعمت و از كثرت اطعمه و اشربه بطون خاص و عام ممتلى گرديد .
شركت كريمخان زند در عروسى فرزند خود
در عروسى مفصلى كه كريمخان براى فرزند خود ابو الفتح خان برپا كرد به حكايت مؤلف رستم التواريخ « همه بازارها و كاروانسراهاى شهر شيراز را زينت و آيين و چراغان نمودند ، ارباب طرب در همهء مجالس و محافل به سازندگى و نوازندگى و رامشگران در هفت روز و شب مشغول بودند و بندبازان و بازيگران و رقاصان به رنگها و نيرنگها مشتغل با هزار اصول . . . در ميان چهار سوى ( چهار بازار كريمخان ) حوض بزرگ پرآبى ، در بالاى آب حوض تختى گذارده بودند و مطربان و رامشگران بر آن تخت به ترتيب نشسته و به سازندگى و نوازندگى مشغول بودند . . . اتفاقا شبى ملا فاطمه شيرين شمايل بالاى تخت مذكور مشغول رامشگرى بود
هامش
( 1 ) . رستم الحكما : رستم التواريخ ، به كوشش محمد مشيرى ، ص 336 .
( 2 ) . همان كتاب ص 443 .