طريق حفظ صحت و زوال مرض و تشخيص مرض و علت وجود ، علائم ظهور ، طرز معالجه آن مورد بحث قرار مىگيرد ، در قسمت عملى و اخلاقى فلسفى نيز مطالب اخلاقى مورد تحقيق قرار مىگيرد و از اين جهت است كه فن اخلاق را طب روحانى مىگويند . . . كتاب اخلاق ناصرى پرمايهترين كتب فارسى است كه در علم اخلاق و حكمت عملى نوشته شده و رؤوس مسائل و مطالب اين علم را كه حكماى بزرگ درباره هر سه قسمت تهذيب اخلاق و تدبير منزل و سياست مدن در تأليفات خويش نوشتهاند ، خواجه در اين كتاب جمع كرده است . « 1 » »
همانطور كه در كتب تاريخى ايران كمتر اشارهاى به وضع عمومى و طرز زندگى اكثريت مردم شده است در كتب اخلاقى نيز كمتر از جزئيات اخلاق و عادات و رسوم تودهء مردم و محاسن و معايب اخلاقى آنها سخنى در ميان است و براى وقوف و اطلاع نسبى به اين قبيل امور چارهاى جز مراجعه به كليه كتب و آثار منظوم و منثور زبان فارسى نيست و تنها از اين رهگذر مىتوان تا حدى به اخلاق و عادات عمومى و مناظرى از زندگى اجتماعى خلق پى برد .
تعاليم و آموزشهاى اخلاقى در قرون وسطى
تملقگويى و دروغ
چنان كه اشاره شد ، در كليه جوامع عقبمانده كه با اصول فئوداليسم و رژيمهاى منحط استبدادى اداره مىشوند ، تملق و دروغگوئى و ديگر مفاسد اخلاقى امرى عادى و معمولى است . بقول ويل دورانت « . . . در همان زمان كه مالكيت ميان ملل ابتدائى پيش مىرفت ، دزدى و دروغ نيز پابپا همراه آن بود . . . . « 2 » »
عنصر المعالى كيكاوس بن اسكندر مؤلف قابوسنامه در باب سى و پنجم كتاب خود ، شعرا و نويسندگان را از تملق برحذر مىدارد و به آنان اندرز مىدهد كه در مجامله و تعارف نيز رعايت اعتدال و انصاف را بكنند : « مدحى كه گوئى درخور ممدوح گوى ، و آن كس را كه هرگز كارد بر ميان نبسته باشد مگوى كه تو بشمشير شيرافگنى و به نيزه كوه بيستون بردارى و به تير موى بشكافى و آنكه هرگز بر خرى ننشسته باشد اسب او را بدلدل و براق و رخش و شبديز ماننده مكن و بدان كه هر كسى را چه بايد گفت . » « 10 » ناصر خسرو با تملق و مداهنه بشدت مخالفت مىكند و مىگويد :
اگر شاعرى را تو پيشه گرفتى * يكى نيز بگرفت خنياگرى را
هامش
( 1 ) . اخلاق ناصرى به كوشش استاد همائى ( مقدمه ) .
( 2 ) . مشرق زمين گاهواره تمدن ص 81 .
( 10 ) . قابوسنامه باهتمام دكتر يوسفى باب سى و پنجم .