تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
انسان حيوان ناطقى است و قدرت ادراك و تعقل و تميز دارد كه بدان مىتواند جميل را از قبيح ، مذموم را از محمود بازشناسد و برحسب اراده در آن تصرف كند . به همين جهت انسان سعى دارد به « سعادت » برسد و از « شقاوت » برهد . انسان سعادتمند است وقتى ماهيت ويژهء خود را مراعات كند ، ولى اگر با سوء نيّت در جهت مخالف سرشت و ويژگى خود بكوشد ، يا در اين كار اهمال و غفلت كند ، آنوقت شقى مىشود . نفس آدمى كه صفت ويژه‌اش را بيان كرديم از اين جهت داراى كمال و نقصان مىگردد و مىتواند فراترين « افضل » يا فروترين « اخس » كائنات شود . در نفس ، قواى مختلفى است مانند ناطقه ، شوقيه و عامله كه به ترتيب منشأ ادراك و تعقل ، منشأ شورهاى انسانى و يا منشأ عمل و حركت اوست . قوه شوقيه كه ( بابا افضل آن را نيروى خواستارى مىنامد ) خود به دو صورت « قوه غضبيه » و « قوه شهويه » بروز مىكند . اگر در قبال قواى شوقيه كه ويژه انسان نيست و در حيوان هم هست ، روش تسليم در پيش گيريم از اصل فضيلت دور مىشويم ، بايد با پس راندن فشار اين قواى غضبى يا سبعى و شهوى خود را در مقام فضيلت انسان نگاه داريم . ممكن است افرادى باشند كه مفطور و سرشته به نيكى يا بدى باشند ولى همهء افراد چنين نيستند ( فارابى در رساله « سياسات المدنيه » و رساله التنبيه ، منكر فطرت است و فطرت را عبارت مىداند از استعداد جسمانى و لذا نقش تعليم و تربيت در نزد فارابى بسيار برجسته است بر خلاف كسانى مانند سعدى كه نقش فطرت را برجسته مىكنند . گرچه سعدى گاه نيز از نقش تربيت سخن گفته است و انديشه‌اش در اين باره متناقض است ) . بعضى افراد مىتوانند فضايل و خيرات اخلاقى را اكتساب كنند و اما خيرات مىتوانند نفسانى و جسمانى باشند ، ولى طبيعى است كه خيرات نفسانى بر خيرات جسمانى و حسّى برترى دارند . آدمى داراى اختيار است و اختيار مبدئى است براى « فعل » و « ترك » خلق ، ملكه و عادت كه از جهت نفسانى مفاهيم همانندند ، موجب صدور افعال « بىرويت » و بدون اراده مىشوند ولى كار از روى رويت و اختيار است كه در اثر تكرار به صورت عادت درمىآيد . عمل خواه به صورت فعل يا « ترك فعل » محك قضاوت است نه دعوى ( در آموزش اخلاقى فلسفهء ما مسئله انطباق عمل و دعوى ، كردار و گفتار ، سخت مطرح است ) . نفس ناطقه كه از آن « عقل عملى » ناشى است پايه اخلاق است . براى آنكه نفس بتواند تهذيب و تعليم‌پذير باشد و فضايل را كسب كند ، بايد داراى خصايص « تحفظ » و « تذكر » و ذكاء و سرعت فهم ، و سهولت تعليم و حسن هدى و صفاى ذهن باشد . خواجه همهء
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 51 | مرتضى راوندى