شكار و چوگانبازى تفريح طبقات ممتاز ، مخصوصا سلاطين ، امرا و سركردگان بود .
آتشبازى و چراغانى
شاه عباس ، چراغان ، آتشبازى ، شكار ، چوگانبازى و قيقاندازى را بسيار دوست مىداشت ، تماشاى جنگ گاو و قوچ و شتر و گرگبازى و جنگ شاهين و عقاب و حقهبازى و بندبازى از جمله تفريحات او بود . گاه به ماهيگيرى مىپرداخت و گاه در مراسم عيد آبپاشان شركت مىكرد گاه نيز به قهوهخانههاى شهر مىرفت و با شاعران و اهل ادب به گفتگو مىنشست .
شاه عباس هر وقت به يكى از شهرهاى بزرگ ايران مىرفت يا از سفرى به پايتخت باز مىگشت فرمان مىداد كه شهر را چراغان كنند و وسايل آتشبازى را فراهم آورند . اين گونه تشريفات غالبا چندين شب طول مىكشيد و شاه هر شب به بهانهاى به تماشاى چراغان مىرفت . يك شب سفيران بيگانه را به تماشا دعوت مىكرد ، شب ديگر با زنان حرم به گردش مىپرداخت ، شب سوم گروهى از سران دولت و سرداران را با خود به تماشا مىبرد . هنگام ورود به شهر ، دستور مىداد كه چندين هزار سرباز پياده با لباسهاى رنگارنگ و شمشير و تفنگ از دو سوى راه در دو صف قرار گيرند .
. . . مورخ ديگرى هم دربارهء آئينبندى و چراغانى كه به امر شاه در سال 1003 در شهر قزوين صورت گرفت مىنويسد : « شاه عباس به الپان بيك يساول صحبت قاجار دستور داد كه مردم را به چراغان كردن ميدان سعادتآباد وادار كند ، به فرمان او دكانهاى اطراف ميدان را ميان امرا و اركان دولت و يوزباشيان و قورچيان و ملازمان درگاه شاهى و مردم شهر و اردو و بازار تقسيم كردند و حكم شد كه هركس دكان خود را 12 ذرع پيش آورد و با چوببستها و ستونها چهارطاقى بسازد و بر آن چراغها و فانونسها بياويزد ، چنان كه بر هر دكانى بيش از هزار چراغ و فانوس آويخته شود . در شبهاى چراغان گاه به فرمان شاه عباس ، آتشبازان مناظر ميدان جنگ را مجسم مىكردند و در ضمن آتشبازى تفنگ و توپ نيز به كار مىبردند .
پيترو دولاواله جهانگرد ايتاليايى به خوبى توضيح مىدهد كه اين تظاهرات و چراغانىها به ميل و رغبت مردم صورت نمىگرفته بلكه مردم به دستور شاه ناگزير بودند كه مخارج اين كارها را براى چندين شب تحمل نمايند . وى مىنويسد :
« وقتى كه شاه عباس فرمان چراغان كردن مىدهد تمام كسبه و توانگران شهر ناچار بايد بر در و اطراف خانه و دكانهاى خود چراغهاى فراوان بگذارند ، حتى شهرى كه فرمان چراغان و آتشبازى برايش صادر مىكنند مبلغ گزافى نيز به كسى كه حامل چنين فرمانى است