تا حدى اجبارى كند . . . « 1 » »
نكتهء گفتنى اينكه « بيكارى پنهان يا آشكار پارهاى از گروههاى اجتماع را با فراغت اشتباه نبايد كرد . در بسيارى از روستاهاى ايران ، وضع نامساعد اقليمى ، سطح دانش و فن كشاورزى چنان است كه اوقات فراوانى به صورت بيكارى فصلى در اختيار دهقانان مىگذارد . سابقا اين اوقات به فعاليتهاى سودمندى چون صنعتگرى و هنرمندى و بافندگى و ريسندگى به شيوه قديم دستى مىگذشت ، متروك شدن قسمتى از اين صنايع و هنرها و استفادهء روزافزون از مصنوعات خارجى و فرآوردههاى شهرى ، اوقات بيكارى را خالى گذاشته است . . . « 1 » »
در حدود هشت قرن پيش سعدى كه جامعهشناسى واقعبين بود ، تفريح و آسايش و آرامش را براى ادامه دادن به كارهاى جدى و خستگىآور ، لازم و ضرورى مىشمرد و خطاب به دانشآموزان و دانشجويان دوران خود مىگويد :
زمانى درس علم و بحث و تنزيل * كه باشد نفس انسان را كمالى
زمانى شعر و شطرنج و حكايت * كه خاطر را بود دفع ملالى
خداى است آنكه ذات بىمثالش * نگردد هرگز از حالى به حالى
به غير از سعدى ديگر متفكران و صاحبنظران ايران كمابيش به امور تفريحى توجه كرده و جستهجسته در آثار و اشعار خود مردم را به امور تفننى و گردش و تفرج و سير و سياحت و مطالعه در آفاق و انفس ترغيب كردهاند . در قرآن كريم مىخوانيم
« قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ
( سوره آل عمران آيه 137 ) يعنى پيش از شما سنتها و عاداتى بين مردم بوده است ، پس در زمين و آثار آن سير و سياحت كنيد و ببينيد پايان كار كسانى را كه حقايق را منكر شدهاند . »
جامى در روضهء دوم بهارستان تأمين سعادت را در پناه پنج چيز ممكن مىداند :
« پنج چيز است كه به هركس دادند زمام زندگى خويش در دستش نهادند : اول صحبت بدن ، دوم ايمنى ، سوم وسعت رزق ، چهارم رفيق شفيق ، پنجم فراغت . » به نظر جامى رعايت اعتدال و پرهيز از كارهاى بيمارىزا ، و برخاستن از سفره قبل از سيرى رمز سلامتى و تندرستى است :
آن به كه ز اسباب مرض پرهيزى * و از ننگ طبيبان دغل بگريزى
ناگشته تهى معده به خوان ننشينى * زان پيش كه معده پر كنى برخيزى
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 304 به بعد .