در عصر جديد استفاده از ايام فراغت براى عموم طبقات جامعه كمابيش امكانپذير است و با بودن وسايل و اسباب ماشينى و الكتريكى مانند اتومبيل ، تلويزيون و مانند آن و به رسميّت شناختن 8 ساعت كار ، و مرخصيهاى استحقاقى هر آدم عاقل و منظّمى مىتواند از ساعات و ايام بيكارى به نحوى مطلوب بهرهبردارى كند .
روشن است كه مواقع و موارد فراغت در طبقات و گروههاى مختلف جامعه يكسان نيست و ميزان آزادى و حدود آسايش نيز تفاوت مىكند چون اكثريت جامعهء ايرانى روستانشين است ( در سال 1346 حدود 62 درصد ) و قسمت عمدهء جمعيت فعال ، به كشاورزى اشتغال دارد ( حدود 47 درصد ) بايد قبول كرد كه موجبات استفاده از اوقات بيكارى روزانه و هفتگى هنوز به مقدار فراوان در دسترس عامهء مردم قرار نگرفته است . . .
جدول ميانگين ساعات كار هفتگى در رشتههاى عمدهء فعاليتهاى دستهجمعى در 83 شهر ايران در سه ماههء اول 1342 :
نوع فعاليت متوسط ساعات كار هفتگى
1 - كشاورزى و امور مربوط به آن 4 / 66
2 - معدن و امور مربوط 9 / 53
3 - صنايع 2 / 59
4 - ساختمان 6 / 56
5 - برق ، گاز ، آب ، آتشنشانى ، بهداشت 8 / 52
6 - بازرگانى و امور مربوط 3 / 51
7 - حملونقل و ارتباطات 7 / 55
8 - خدمات تفريحى خدمات شخصى 81
متوسط كل 58 « 1 » »
در ميان شهرنشينان چنان كه ملاحظه مىشود شاغلان به خدمات شخصى از همه بيشتر كار مىكنند و نظم و ترتيبى در اين زمينه ديده نمىشود و مقررات كار در مورد اين قبيل شاغلان دخالت ندارد ( قانون كار مصوّب 1337 شمسى مدت كار كارگران را 48 ساعت در هفته تثبيت كرده است ) همين مطلب را دربارهء جمعى از كسبهء آزاد بايد گفت كه محدوديتى در ساعات كار ايشان پديد نيست و دولت در سالهاى اخير به زحمت توانسته است كه تعطيل روز جمعه را
هامش
( 1 ) . مأخذ : ادارهء آمار عمومى وزارت كشور .