گناهى نابخشودنى بود .
غير از مطالعهء كتاب ، گردش در كوهها ، جنگلها و مزارع در شمار تفريحات عمومى بود چنان كه در تاريخ يزد آمده است :
يكى از تفريحات و دلخوشيهاى مردم آن سرزمين گردش در كوههاى سرسبز و دلنشين و بهرهمندى از باغستانهائى بود كه مردان خيّر و نيكانديش براى تفريح و تفرّج مردم ايجاد و احداث مىكردند .
در تاريخ جديد يزد در مقالت نهم ، در ذكر باغستان و محلات و بانيان باغات از باغ « اهرستان » ياد مىكند و در وصف آن مىنويسد : « به هر باغچه كه برگذرى چمن و گلستان است و به هر سروقدى كه درنگرى هزار دستان است . » اين باغ در عهد شاهرخ بهادر سلطان سخت معمور و آباد بود .
احمد بن حسين مؤلف كتاب مىنويسد كه در اين دوره آسايش خلق به مرتبهاى بود كه « مردم دهاقين عوامل را كار نفرمودندى و غله و پنبه و ميوه كه به شهر آوردندى همه بر اسب و استر بار كردندى و جامههاى زيبا از قصب و ديبا پوشيدندى و مرغهاى فربه با برنج در ميان خوردندى . »
. . . ولى بعدا در اثر مرگ ناگهانى سلطان و ظلم عمال دولت و خشكسالى و آمدن سيل و طوفان « اين گلستان ، غبارستان شد . « 1 » » ظاهرا در حدود قرن نهم هجرى در يزد مردان نيكانديش به احداث باغهاى عمومى دست مىزدند و از آمد و رفت و تفريح و تعيّش خلق جلوگيرى نمىكردند چنان كه به قول مؤلف كتاب ، مردم در باغ مرتضى اعظم « تردد كردندى و سماع زدندى . « 2 » »
انواع وقتگذرانى در ايران
سابقا بعضى از شهرنشينان و روستائيان در اوقات فراغت به نظارهء « بازيهاى مسخرگان و رقص و آواز مطربان دورهگرد ، انواع معركهها ، و زورنمائى پهلوانان و نقّالى و قوّالى و شعبدهبازى و بازيهاى دلقكان و لودهها و لوطيها . . . « 3 » » مىپرداختند يا از مشاهدهء رقص حيواناتى چون ميمون و خرس و بندبازى و ريسمانبازى و چشمبندى لذت مىبردند . گاه در ايام عروسى نمايشهائى معروف به « روحوضى » يا خيمهشببازى برقرار مىكردند .
با اشاعهء سينما و تلويزيون و تئاتر نه تنها تفريحات سابق الذكر رو به فراموشى نهاد ،
هامش
( 1 و 2 ) . احمد بن حسين بن على كاتب : تاريخ جديد يزد ، به كوشش ايرج افشار ، ص 198 ، 205 .
( 3 ) . بهرام بيضائى : نمايش در ايران ، ص 45 به بعد .