صفات و كميّت و كيفيّت و مضاف و امامت كه آيا به تعيين است يا انتخاب و ديگر مسائل اصول و فروع سخن بسيار گفتهاند ، اكنون بدون بحث و منازعه دربارهء عشق سخن گوئيد و هركس هرچه در اين باب بخاطرش مىرسد بگويد . » بعد از على بن هيثم و ابو مالك ، محمد بن هذيل علاف كه شيخ معتزلهء بصره بود گفت : « اى وزير عشق ، ديدگان را ببندد ، و دلها را مجذوب كند ، در تن نفوذ كند ، و در جگر روان شود . عاشق دستخوش گمان و پيرو اوهام است ، هيچ چيز را روشن نبيند . . . « 1 » »
در ايامى كه متنبّى نزد حمدانيان بود « . . . هر شب سيف الدوله را مجلسى بود كه علما بر وى گرد مىآمدند و در حضور وى به مباحثات مىپرداختند . شبى ميان متنبّى و ابن خالويه نحوى ، مباحثه به مجادله كشيد و ابن خالويه با كليدى كه در دست داشت بر روى متنبّى زد و خون بر روى او بدويد و بر جامهء وى روان شد و متنبّى برآشفت و در حال عازم مصر گشت . . . « 2 » »
در شرح حال ابن سينا مىخوانيم كه وى پس از آنكه با برادرش على و شاگردش ابو عبيد با لباس صوفيه عازم اصفهان و در دربار علاء الدوله پسر كاكويه پادشاه اصفهان مستقر مىشود « علاء الدوله از اعزاز و اكرام نسبت به او هيچ فروگذار نمىكند ، قرار مىگذارند كه شبهاى جمعهء هر هفته ابن سينا و ساير علما و فضلاى شهر در حضور خود شاه جمع شوند و در انواع علوم و فنون بحث نمايند . . . « 3 » »
در حقيقت شب جمعه براى ابن سينا و يارانش شب بحث و گفتگوى دوستانه بود . « در اين محفل علمى گاه خود شيخ مسألهاى را مطرح مىكرد و پيرامون آن بحث مىنمود و حاضران سراپا گوش مىشدند . . . و هركس را در هر باب شبهى بود از وى مىپرسيد و شيخ با بيانى موجز حل مشكل مىفرمود . . . « 4 » »
در محافل بزرگان ، گاه مسائل علمى ، فلسفى و يا مذهبى مطرح مىشد و صاحبنظران به نوبت اظهارنظر مىكردند « چنان كه در زمان ركن الدوله پس از آمدن شيخ صدوق از قم به رى ، مجالس بحثى با حضور ركن الدوله تشكيل مىشد و شيخ صدوق مباحثات طولانى با پيروان ملل و نحل گوناگون مىكرد . خود شيخ در كتاب كمال الدين به مباحثهء خويش با بعضى از ملحدان ، در مجلس ركن الدوله اشاره كرده است . »
گاه در محفل بزرگان تنى چند به شوخى و مطايبه مىپرداختند « از جمله مطايبه و ملاعبهايست كه در شيراز در حضور عضد الدوله ميان ابو على هائم و ابو دلف خزرجى اتفاق افتاد
هامش
( 1 ) . مسعودى : مروج الذهب ، ج 2 ص 372 .
( 2 ) . لغتنامهء دهخدا ، ص 566 .
( 3 ) . مجتبى مينوى : نقد حال ، ص 168 .
( 4 ) . لغتنامهء دهخدا ، ص 646 ( به اختصار ) .