بدآموزى . مشاهدهء اين قبيل فيلمها آن هم در آخرين ساعات شب ، بيش از پيش روح و فكر نوجوانان را منحرف و خسته و فرسوده مىكرد و سرانجام بينندگان با اعصابى ناراحت و چشمانى اشكبار به رختخواب پناه مىبردند . امروز نيز جوانان ما ، بدون هيچ برنامهء منظمى زندگى روزانه را آغاز مىكنند ، از خواب برمىخيزند ، و بدون كمترين ورزش و تحركى با بىميلى لقمهاى چند غذا تناول مىكنند و راهى مدرسه يا كسبوكار خود مىشوند ، طبيعى است بىتوجهى به احتياجات جسم و جان و نداشتن برنامهء دقيق و حسابشدهاى براى تربيت جسمى و روحى مردم و مخصوصا نوجوانان ، براى ما كه خواه و ناخواه بايد با دنيا به پيش برويم ، سخت خطرناك و زيانبخش است . به حكايت تاريخ ، مردم ايران از ديرباز به برنامههاى تفريحى و ورزشى علاقهء شديد داشتند .
جالب توجه است كه در جريان نهضت اسلامى و حملهء اعراب به آذربايجان « به گفته بلاذرى و بعضى ديگر از مورخان ، گذشته از پرداختن مبلغى شگرف به درهم در سال ، فرمانده لشكر عرب حذيفة بن اليمان متعهد شد كه كسى ( از مردم آذربايجان ) را نكشد و اسيرى نگيرد و آتشكدهاى را ويران نسازد . . . و خاصه اهل « شيز » را از رقص و پايكوبى در روزهاى عيد و انجام مراسم ( مذهبى ) بازندارد . « 1 » »
آنچه مسلم است در ايران تا قبل از حملهء مغول طبقات ممتاز و مردم ميانهحال و متوسط ايران كمابيش به امور تفريحى مخصوصا ساز و آواز توجه و دلبستگى داشتند و حتى در دهات و مناطق روستايى نيز گهگاه نواى تنبك و سرنا به گوش مىرسيد ولى پس از حملهء مغول و تيمور ، در اثر مظالم متجاوزين خارجى و عمال ايرانى آنها زندگى عادى مردم عموما و طبقات محروم خصوصا ، با مشكلات و ناراحتيهاى گوناگونى روبرو گرديد . در دورهء صفويه از زمان شاه عباس اول مقدمات آرامش و امنيّت نسبى فراهم شده بود ، ولى اين سير اميدبخش در اثر مظالم مأمورين دولت از عهد شاهسليمان به بعد ، به سير قهقرايى مبدل شد . مظالم و بيدادگريهاى نادر و فجايع آقا محمد خان و ديگر سلاطين قاجاريه و حملهء مداوم و دامنهدار استعمار خارجى از عهد فتحعليشاه به بعد ، تيشه به ريشهء زندگى اقتصادى و اجتماعى مردم ايران زد و بخصوص طبقهء وسيع كشاورزان و پيشهوران در يك قرن اخير از محروميتهاى گوناگونى رنج مىبردند ، در حالى كه در ايران بعد از اسلام تا قبل از حملهء مغول مردم با امور تفريحى آشنا و مأنوس بودند .
براى اثبات اين حقيقت به گفته حجة الاسلام محمد غزالى در كيمياى سعادت استناد مىجوييم :
هامش
( 1 ) . ريچارد ن . فراى : عصر زرين فرهنگ ايران ، ترجمهء مسعود رجبنيا ، ص 81 .