مىگذرد . سوم زمانى كه در كاميابى احتياجات طبيعى بدنى چون تغذيه و خواب و استحمام ، صرف مىشود و بالاخره آنچه را كه فراغت بايد ناميد و به امورى چون مطالعه و قرائت ، فعاليتهاى اجتماعى و استراحت و ورزش و نظارهء نمايش و نظاير آنها مخصوص است .
. . . از مشخصات اساسى فراغت در جهان كنونى اين است كه در جوامع رشديافته ، ديگر فراغت به طبقات ممتاز و متنعّم اختصاص ندارد و به ديگر طبقات نيز كمابيش تسرّى يافته است و با توسعهء صنعت و تكامل فنون و ازدياد توليد نه فقط آسايش گسترش مىيابد بلكه تعميم پيدا مىكند . . . »
« . . . سابق بر اين اگر براى طبقات پايين اجتماع فرصت و فراغتى دست مىداد وقت خود را با گفتگو و ديدوبازديدهاى دوستانه سپرى مىكردند ، در حالى كه در روزگار ما از بركت وجود وسايل ماشينى چون اتومبيل ، راديو ، تلويزيون ، مردم عادى مىتوانند وقت خود را در تماشاى فيلم و گوش دادن برنامههاى راديو بگذرانند . وجود و اشاعهء روزافزون اين وسايل بعضى از جامعهشناسان انساندوست را نگران كرده است كه مبادا مردم با اين نوع وقتگذرانيهاى غيرمثمر نتوانند به كارهاى مفيد و ثمربخش اشتغال ورزند ، و در نتيجه استعدادهاى نهفتهء آنان در ساعات فراغت تجلى و تظاهر نكند . در جامعهء ايران كه در حال « تحول اقتصادى و انتقال از مرحلهء كشاورزى كهنه به صناعات تازه است ، متدرجا مردم با امر « فراغت » و مسائل آن آشنا مىشوند . گواه روشن اين مطلب آن است كه آمارها ، همه ساله سهم بيشتر هزينههاى فراغت را در بودجهء خانوادگى منعكس مىكند ؛ و افزايش مسافران تفريحجوى داخلى ، ازدياد مشتريان وسايل ماشينى سرگرمى ( چون سينما ، تلويزيون ، راديو و نظاير آن ) را عرضه مىدارد ، عدد مؤسسات انتفاعى كه اوقات فراغ مردم در آنها مىگذرد ( كافه ، رستوران ، كلوپ و مانند آن ) رو به فزونى است و فعاليتهاى فرهنگى و هنرى كه در ساعات بيكارى صورت مىگيرد ( چون مطالعهء كتاب ، روزنامه و مجله و دوختودوز و پرورش گل و گياه و درخت و جز اينها ) رو به افزايش است و اين جمله حكايت از آن مىكند كه مطالعهء وقتگذرانى در جامعهء ايرانى در اين مرحلهء انتقالى بس آموزنده است . . . « 2 » »
تقسيم ساعات عمر
براون در كتاب خود « يكسال در ميان ايرانيان » راجع به تقسيم ساعات شبانهروز در ايران عهد ناصر الدين شاه مىنويسد : ساعات روز آنهايى كه از طبقات بالا و متوسط و پايين اجتماع هستند به ترتيب اينطور مىگذرد : « همواره قبل از طلوع آفتاب از خواب بيدار
هامش
( 1 و 2 ) . نقل و تلخيص از مجلهء سخن ، فروردين 1346 ، « گذراندن اوقات فراغت » ، از صفحهء 35 به بعد .