پند پنجاه و سيم : اگر خواهى كه بر دلت جراحتى نيفتد كه به هيچ مرهم بهتر نشود ، با هيچ نادان مناظره مكن .
پند پنجاه و چهارم : اگر خواهى كه بهترين خلق باشى چيز از خلق دريغ مدار .
پند پنجاه و پنجم : اگر خواهى كه زبانت دراز شود ، كوتاهدست باش .
اين است سخنها و پندهاى نوشروان عادل ! چون بخوانى اى پسر اين لفظها را خوار مدار كه از اين سخنها هم بوى حكمت آيد هم بوى ملك . زيرا كه سخنان ملكان است و هم سخن حكيمان . جمله معلوم خويش كن و اكنون آموز كه جوانى ، چوى پير گردى به انديشيدن حاجت نباشد كه پيران چيزها دانند . « 1 » »
متفكرين و صاحبنظران عالم اسلام نظير فارابى ، ابن سينا ، ابو على مسكويه و خواجه نصير الدين طوسى در زمينه مسائل اخلاقى كتب و رسالاتى نوشتهاند .
« چنان كه مىدانيم خواجه نصير الدين طوسى مؤلف كتاب « اخلاق ناصرى » و « اوصاف الاشراف » است . اخلاق ناصرى ترجمه و تهذيب كتاب « تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق » . يكى ديگر از صاحبنظران و تئوريسينهاى مهم اخلاق در فرهنگ ما ابو على مسكويه است . پس از خواجه ، فيلسوف ديگر بنام جلال الدين دوانى كتاب اخلاق جلالى را با توجه و در نظر داشتن « اخلاق ناصرى » نگاشت . لذا ابو على مسكويه ، خواجه نصير الدين ، جلال الدين دوانى ، در تنظيم تئوريهاى اخلاقى نه فقط جاى برجستهاى دارند بلكه بهم سخت پيوستهاند . البته حق تقدم در اين زمينهها با فارابى و ابن سينا ، بويژه با فارابى است كه در يك سلسله از رسالات و آثار متنوع خود مانند رسالات « التنبيه » و « تحصيل السعادة » و « سياسات المدنيه » و « فضيلة العلوم » مسائل اخلاقى و جامعهشناسى را مطرح ساخته است .
در اينكه خواجه در ترجمه كتاب تهذيب الاخلاق . . . ابن مسكويه ، تا چه اندازه سهم خلّاق خود را وارد كرده است امرى است كه بايد مورد بررسى دقيق قرار گيرد ، آنچه مسلم است خواجه در اين كتاب كاست و فزونىهايى كرده و تجارب فكرى و عملى خويش را بدان افزوده است . با توجه به اينكه ابن مسكويه بنا به تصريح خود او ، آموزش اخلاقى خويش را از حكماء اولين يعنى فلاسفهء يونان بويژه ارسطو گرفته است و تاثير فارابى و ابن سينا نيز در وى محل ترديد نيست ربط آموزش « اخلاقى » خواجه و دوانى نيز به اين منابع روشن مىگردد ، منتها اقتباس و اخذ ابن مسكويه نيز اقتباس « ملّا نقطى » و مكتبى نيست ، بلكه ابن مسكويه به نوبت خود ، به مثابه يك متفكر گرانقدر برخورد اخلاقى با ارثيه فكرى يونان داشته است . تعيين حدود اين
هامش
( 1 ) . فصلى از قابوسنامه باهتمام دكتر يوسفى صفحه 51 ببعد .