نباشد اصفهانى مىگويد : « از صفاهان ميوهء هفترنگ مىآيد برون . شيرازى هم بيدرنگ مانند همهء شيرازيان كه داراى طبع شعر هستند مىگويد : آب ركنآباد ما از سنگ مىآيد برون - نوبت چون به سومى مىرسد ، بينوا از بيم آنكه مبادا از قاب پلو بىنصيب گردد ناگهان اين كلمات به وى الهام مىشود : از خراسان مثل من الدنگ مىآيد برون . « 1 » »
خوراك مردم
محمود دانشور ( جهانگرد ايرانى ) در كتاب ديدنيها و شنيدنيهاى ايران ، ضمن توصيف اوضاع اقتصادى و اجتماعى بنادر جنوبى ايران ، از اهالى بندر لنگه و بندرعباس و وضع خوراك و پوشاك و مسكن آنان سخن مىگويد و مىنويسد : « طبقهء سوم و چهارم در نهايت عسرت و سختى زندگى مىكنند . غذايشان هستههاى خرما و يا گرد بلوط است كه مانند آجيل در ليفههاى تنبان آنهاست . . . بايد بدانيد كه اين بدبختها كت و شلوارى به خواب نديدهاند . منازل اين عده بر دو نوع است ؛ يك عده حصيرى را ، در حالى كه به وسيلهء چوبى برپاست ، فقط به منظور جلوگيرى از تابش آفتاب ، به صورت پناهگاهى درست كرده و در زير آن زندگى مىكنند و عدهاى ديگر در كنار ساحل گودالهايى مانند قبر كنده و طورى خاكبردارى كردهاند كه صورت قبر سرپوشيدهاى را پيدا كرده است ، و معمولا در اوقات بيكارى ، از سوراخ آنكه همسطح زمين است ، به داخل رفته و روى زمين نمناكى دراز مىكشند و از زن و بچهء خود هم در آن نگهدارى مىكنند . ضمنا بدانيد كه اهالى بين بندرعباس و بندر لنگه و سيرجان شش ماه از سال را علف مىخورند ، و 6 ماه خرما ؛ و در اين باره ، مشاهدات و شنيدنيهاى خود را نمىنگارم . « 2 » » البته وضع كشاورزى و كشاورزان ايران در سالهاى اخير از بركت عوايد نفت و توسعهء اقتصادى تا حدى تغيير كرده ، و زندگى آنان در مجموع ، رو به بهبود نهاده است .
هامش
( 1 ) . ادوارد براون : تاريخ ادبى ايران ، ترجمه و حواشى از على پاشا صالح ، جلد دوم ، چاپ اول ، ص 273 .
( 2 ) . محمود دانشور : جهانگرد ايرانى ، ج 2 ، ص 31 .