تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
ممنوعه پليس كسى را در كوچه و خيابان ببيند او را به نزد كدخدا و داروغه مىبرد و اجبارا بايد تا صبح در آنجا بماند و پس از ديدن سختيها با دادن جريمه ، رهايى مىيابد . در خيابانى كه سفارت‌خانه‌ها در آن واقع است نسبت به اروپاييان چندان سخت‌گيرى به عمل نمىآيد اما بواسطهء خراب بودن خيابانها ، و فقدان روشنايى نمىتوان مانند اروپا از شب‌نشينى بهره‌مند شد . گاهى اروپاييان كنسرتى تشكيل مىدهند ، و يا سيركى را موقتا نمايش مىدهند ولى در اين شهر ، نمايشگاه منظمى وجود ندارد كه بتواند مانند اروپا ، نمايش مطلوبى بدهد . »

تفريحات شاهانه

هاردينگ نمايندهء سياسى انگلستان در ايران در كتاب خود مىنويسد : « در مهمانيهاى اتابك در پارك بعضى اوقات كه نمايندگان خارجى نبودند و شاه نيز حضور داشت وى از قدرت نامحدود خود سوء استفاده مىكرد . در اين نوع مهمانىها كار به شوخيهاى تند و سخت كشيده مىكشد بعضى از وزرا و اركان دولت كه حضور داشتند بايد با هم كشتى بگيرند يا اينكه يكديگر را در استخر بيندازند و نوكرها به سختى آنها را از آب بيرون بكشند ، شاه در اين مواقع غرق خنده بود . . . « 1 » »

مهمانى حاج سياح

حاجى پيرزاده ضمن توصيف مسافرت خود مىنويسد : پس از مراجعت از آب گرم محلات « جناب حاجى سياح در بين راه رسيدند و دو الاغ نان و ماست و بره و برنج به همراه آورده بودند كه در آنجا صرف شود و اصرار زياد نمودند كه جناب مؤيد الملك را به محلات ببرند ، قبول ننمودند ، عاقبت جناب حاج سياح را به دليجان بردند و شب را حاج سياح مهمانى نمودند و تدارك گرفتند . . . « 2 » »

چراغانى به مناسبت استقرار مشروطيّت

آقاى انصارى مىنويسد : « يادم نيست چراغانى به مناسبت افتتاح مجلس ، يا پايان تدوين قانون اساسى بود ، بهرحال بازار را آيين بسته بودند و بازار گلوبندك جلوه خاصى پيدا كرده بود ، روشنايى صدها شمع و چراغهاى بلند پايه‌دار نفتى تمام محيط بازار را به يك پارچه نور مبدل كرده بود و مردم در سور و شادمانى مشغول گردش بودند ، وسط بازار در يك دكانى كه
هامش
( 1 ) . محمود ، محمود : تاريخ روابط سياسى ايران و انگلستان ، ج 6 ، ص 321 . ( 2 ) . حاجى پيرزاده : سفرنامه ، به كوشش فرمانفرمائيان ، ص 8 .