تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
هاتف ارباب معرفت كه گهى * مست خوانندشان و گه هشيار از دف و چنگ و مطرب و ساقى * از مى و جام و ساقى و زنّار قصد ايشان نهفته اسرارى است * كه به ايما كنند گاه اظهار
بهترين بحث را دربارهء شناخت واقعى خواجه حافظ ، از علامهء شهيد حاج شيخ مرتضى مطهّرى در « تماشاگه راز » مىتوان خواند . استاد چنين مىگويد : « . . . ما مىبينيم افرادى در اين زمينه‌ها و با همين الفاظ و اصطلاحات شعر گفته‌اند كه دربارهء هركس بشود احتمال گناه و انحراف داد ، دربارهء آنها نمىشود هيچ احتمالى داد . » و براى نمونه از شعرهاى علامهء فقيد طباطبائى صاحب تفسير مشهور الميزان ، ابياتى نقل كرده است ، از جمله :
همى گويم و گفته‌ام بارها * بود كيش من مهر دلدارها . . . به ياد خم ابروى گلرخان * بكش جام در بزم ميخوارها گره را ز راز جهان باز كن * كه آسان كند باده دشوارها پياپى بكش جام و سرگرم باش * بهل گر بگيرند بيكارها
بنابراين « باده به اندازه خوردن » ! را در شعر حافظ لازمست در اصطلاحات اهل عرفان جستجو كرد كه آيا اين سخن چه معنا دارد ؟ شيخ شبسترى در گلشن راز مىگويد :
يكى از نيم جرعه گشته صادق ! * يكى از يك صراحى گشته عاشق !

* ص 401 س 8 -

. . . خوردن گوشت حيوانى كه به وسيلهء فرد غيرمسلمان ذبح شده منع گرديده . اين تحريم سنت يهوديان را به ياد مىآورد كه فقط گوشت حيوانى را مىخورند كه با دست خاخام كشته شده باشد . تشبيه مسلمين به يهود به استناد اينكه « مسلمين گوشت حيوانى را مىخورند كه بدست مسلمان ذبح گردد و يهود ، حيوانى را كه بدست خاخام ذبح شود » ! نشانهء سطحى نگرى و بىاطلاعى است . اولا ، در قرآن كريم آمده كه :
طَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ
( المائده / 5 ) . يعنى : « غذاى اهل كتاب ، براى شما مسلمانان حلال است » ، و در تاريخ نيز مىخوانيم كه : زنى يهودى گوشت گوسفندى را به سم درآميخت و بعنوان هديه براى رسول خدا ( ص ) آورد و آنحضرت بمحض آنكه مقدارى از گوشت را در دهان نهاد از مسموميت آنگوشت آگاه شد و از خوردن امتناع فرمود ( با اينهمه حضرتش زن يهودى را مورد عفو قرار داد ) ( به سيرهء ابن هشام ، القسم الثانى ، صفحهء 338 نگاه كنيد ) . پس ما مسلمانان ذبيحهء اهل كتاب