تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥

توضيحات

ص 395 س 16 -

حافظ حتى مىگسارى را نيز در حد اعتدال تجويز مىكند . بيتى كه نويسنده از حافظ آورده است و به استناد آن مىگويد « حافظ مىگسارى را در حد اعتدال تجويز مىكند ! از دو نظر ( لفظ و معنا ! ) قابل تأمل است ! : اما از حيث لفظ اينكه نويسنده مىگويد حافظ چنين آورده : « شاهد ار باده به اندازه خورد . . . » در نسخهء مرحوم قزوينى و دكتر غنى ، مصراع مزبور بدينصورت آمده است : « صوفى ار باده به اندازه خورد . . . » كه به نظر صحيحتر مىرسد . اما به لحاظ معنا نمىتوانيم بطور جزم ادعا كنيم كه مقصود از « باده » در اين بيت ، همان « بادهء انگورى » است ! كه مولوى در ديوان شمس درباره‌اش مىگويد :
آن بادهء انگورى مر ملت عيسى را * و اين بادهء منصورى مر أمت ياسين را ! خمهاست از آن باده و خمهاست از اين باده * تا نشكنى آن خم را هرگز نچشى اين را !
خود حافظ نيز مانند ديگر عارفان بارها از « بادهء روحانى » سخن گفته و مىگويد :
بى خود از شعشعهء پرتو ذاتم كردند * باده از جام تجلى صفاتم دادند !
يا مىگويد :
ساكنان حرم سر و عفاف ملكوت * با من راه‌نشين بادهء مستانه زدند !
هاتف در ترجيع‌بند معروف خود چنين مىگويد :