تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
در 1289 شش تا هفت ميليون نوشته‌اند . باز به گفتهء همان بينندگان خارجى ، تنها در قحطى 88 - 1287 نزديك به دو ميليون نفر به چنگال مرگ افتادند . ميرزا ابراهيم ، بدايع‌نگار نيز شمار مردگان را « چهار كرور » ثبت كرده است . اگر هيچكدام از آن ارقام را دقيق ندانيم ( چنان كه ما نمىدانيم ) زمينهء تقليل فاحش جمعيت را مىتوان شناخت . « 1 » » علاوه بر اينها مهاجرت عده‌اى را به علت فقر و بيكارى بايد در نظر گرفت .

نوع تغذيه

سيد حسن نجفى قوچانى ضمن توصيف زندگى طلبگى از نحوهء تغذيهء خود در آن روزگار ( حدود 60 يا 70 سال پيش ) ياد مىكند و از جمله چنين مىنويسد : « . . . غذاى ما نوعا در تابستان و پائيز وقتى كه نداشتيم معلوم بود ، وقتى كه بود فقط نان و دوغ و گاهى خرما و رطب هم جزوش بود ، و هفته‌اى دو مرتبه و يا يك مرتبه آبگوشت بود و در زمستان ناهار يك دو لقمه نان و گاهى پنير هم جزو مىشد و شب طبيخ و يا آبگوشت بود . مخارج طبيخ چار پول برنج و دو پول زغال و شش پول روغن و سه پول خرما جمعا پانزده پول و غالبا جهت طبخ با خورش مىساختم و خرما نمىگرفتم ، و خورش ده پول گوشت ، دو پول زغال و دو پول زردك كه با كارد مىتراشيدم و استخوان آن را دور مىانداختيم و آن زردك تراشيده را با 5 پول سكنجبين كه يك استكان مىشد مىريختم روى گوشت با دو استكان آب او مىخشكيد ، او را در كاسه چينى خالى جا مىداديم ، او را خورش سه شب طبخ مىكرديم . . . تماما روزى يك قران كه خرج مىكرديم سلطان وقت خود بوديم . . . و در سالى مخارج سلطنتى ما سى و شش تومان بود . . . حمام و سرتراشى سه تومان ، لباس كه مىگرفتم شش سال با او به سر مىبردم . . . در هر سالى 5 قران لباس لازم بود و 5 قران هم اشياء ديگر . سر تراشى دو هفته يك مرتبه و مرتبه‌اى ده پول ماهى 5 قران در شش ماه تابستان حمام نمىرفتم حوض مدرسه حمام ما بود شش ماه ديگر هفته‌اى دو پول ماهى يكقران . . . جمع مخارج در سال سى و هشت تومان و دو قران بود . پول كه به ما مىرسيد در سال از ممقانى 18 تومان و از آقاى آخوند يك تومان . و السّلام نامه تمام ، بقيهء آن به قرض و گرسنگى مىگذشت . . . « 2 » » در كتاب جغرافياى مختصر كاشان راجع به اغذيهء مطبوخ كاشان در نيم قرن پيش چنين
هامش
( 1 ) . فريدون آدميت : انديشهء ترقى و حكومت قانون عصر سپهسالار ، تهران ، 1351 ص 121 - 120 . ( 2 ) . مجلهء يغما ، آذر و اسفند 1350 ، صفحه 786 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 489 | مرتضى راوندى